X
تبلیغات
به سمت ظهور

به سمت ظهور

اخبار سیاسی ایران و جهان

جمعه هجدهم فروردین 1391

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 8:57 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر

جمعه هجدهم فروردین 1391
http://www.tasvirfa.com/wp-content/uploads/2012/04/fatemeh.jpg

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 8:56 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر

شنبه پنجم فروردین 1391


منابع مطلع می گویند موجی از گزارش های اطلاعاتی در غرب که می گوید تحریم نفتی به شدت به سود ایران تمام شده،

دولتمردان امریکا یی و اروپایی را کلافه کرده است.

یک منبع آگاه که به اقتضای حوزه کاری اش، گزارش هاش اطلاعاتی درباره ایران را رصد می کند روز 27 اسفند به «ایران هسته ای» خبر داد که در یک ماه گذشته بیش از 3 گزارش اطلاعاتی با طبقه بندی محرمانه به بالا از سوی سرویس های اطلاعاتی اروپایی و امریکایی تولید شده که جمع بندی همه آنها این است که ایران به دلایل متعدد برنده بزرگ تحریم های نفتی بوده و این تحریم ها به نحوی کاملا هوشمند درآمدهای ایران را در حالی که متوسط درآمد تمام کشورهای جهان به دلیل بحران اقتصادی در حال کاهش است، افزایش داده است.

یک منبع مطلع گفت: «یکی از اصلی ترین محورهای این گزارش ها که هم اکنون تیم هایی از سرویس های اطلاعاتی سیا (امریکا)، موساد (اسراییل)، MI6 (انگلیس)، BND (آلمان) و DGSE (فرانسه) در استکهلم درحال بحث درباره آن هستند این است که تحریم نفتی ایران به جای اینکه باعث کاهش درآمد ایران شود، آن را ظرف 3 ماه گذشته بیش از 3 میلیارد دلار افزایش داده است».

این منبع اضافه کرد: «سرویس های غربی که از امریکا می خواهند درباره محتوای یافته هایشان اظهارنظر کند عقیده دارند ایران هوشمندانه از طریق تشدید درگیری لفظی با امریکا و اسراییل شوک های قیمتی مستمر به بهای نفت وارد کرده بی آنکه عملا هیچ تحریم نفتی علیه آن اعمال شده باشد».

بنا به گفته این مقام مطلع، سرویس های غربی بویژه سرویس آلمان عقیده دارند که ایران از فرصت بحران موجود در اقتصاد جهانی به خوبی استفاده کرده و غرب را بر سر دوراهی تضعیف اقتصاد خود با تشدید تحریم علیه ایران یا کاهش شدید تحریم ها قرار داده است.

این منبع ادامه داد: «نشست استکهلم عملا به صحنه محاکمه امریکا و اسراییل تبدیل شده است. کشورهای اروپایی معتقدند ایران با هماهنگی روسیه و چین، از نقطه ضعف اصلی کشورهای غربی یعنی حساسیت شدید افکار عمومی در این کشورها به افزایش بهای سوخت استفاده کرده و شرایطی بوجود آورده است که شانس بقای سیاسی دولتمردان فعلی در این کشورها به شدت کاهش یافته است؛ بویژه که تقریبا تمامی این کشورها از جمله امریکا و فرانسه در آستانه انتخابات قرار دارند. به این تریتب این احتمال وجود دارد که پافشاری بر اعمال محدودیت بر بخش نفت ایران منجر به بحران داخلی در کشورهای غربی شود».

این منبع که تاکید داشت محدودیت فراوانی برای ارائه اطلاعات در این باره دارد، همچنین به این موضوع اشاره کرد که سرویس های غربی عقیده دارند انتخابات 12 اسفند نشان داده دولت ایران در متوقف کردن پروژه «انتقال فشار به مردم» موفق بوده و عملا اجازه نداده فشار های خارجی بر زندگی عادی در ایران تاثیر بگذارد.

بنا به گفته این منبع، ارزیابی اطلاعاتی 5 سرویس غربی این است که مردم ایران تورم موجود را ناشی از یک روند داخلی می دانند و ارتباطی میان این تورم و فشارهای غرب قائل نیستند.

بر این مبنا، اعضای جلسه تصمیم گرفته اند که شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی تحت اشراف MI6 یک بسته تبلیغاتی جدید درباره ارتباط تحریم و تورم تولید کند.

اطلاعات موجود نشان می دهد این نشست مقدمه نشست اصلی تری است که در ماه می برگزار خواهد شد و کشورهای اروپایی در آن نشست امکانپذیر یا امکان ناپذیر بودن اعمال تحریم نفتی علیه ایران در ژوئن 2012 را بررسی خواهند کرد.

اطلاعات موجود نشان می دهد این سرویس ها همچنین در این باره که پافشاری بر تحریم نفت ایران روابط با روسیه، چین و هند را بیش از پیش تخریب کند هشدار داده اند.

این منبع اطلاعاتی به «ایران هسته ای» گفت : «این احساس وجود دارد که جامعه اطلاعاتی اروپا و امریکا گزینه تحریم را هم مانند گزینه جنگ در تاثیر گذاری بر محاسبات ایران ناکارآمد می داند».


ئیس مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری بیان کرد؛

چندی پیش مرکز سایبری سپاه خبر از رونمایی پروژه ای با عنوان «چشم روباه» داد که طی آن شبکه همکاران بی بی سی فارسی در ایران منهدم و اطلاعات قابل تأملی از فعالیت های این مجموعه، در داخل کشور فاش شد.

چندی پیش مرکز سایبری سپاه خبر از رونمایی پروژه ای با عنوان «چشم روباه» داد که طی آن شبکه همکاران بی بی سی فارسی در ایران منهدم و اطلاعات قابل تأملی از فعالیت های این مجموعه، در داخل کشور فاش شد. در این رابطه روزنامه کیهان با آقای مهندس حامدی، مسئول مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری درباره ابعاد دیگر این موضوع به گفت وگو نشست که متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است :
- جناب آقای مهندس، چرا بی بی سی؟ چگونه وب سایت بی.بی.سی مورد بررسی قرار گرفت؟
امروزه براساس سیاست های اتخاذ شده توسط کشورهای غربی به سردمداری آمریکا، ظرفیت مقابله با جمهوری اسلامی به فضای مجازی منتقل شده و سازماندهی می شود. جریان هایی مانند بهاییت، وهابیت، جندالشیطان، گروه های به اصطلاح مدافع حقوق بشر، جریان های رسانه ای اپوزیسیون، مستهجن نگاری، گروه های ضددینی و...
در جریان فتنه 88 تیم بررسی مرکز متوجه شد که فعالیت تمامی این گروه ها طی چند ماه شدت پیدا کرده و افزایش یافته است. پس از بررسی و تحلیل های کمی و کیفی مطالب این گروه ها، مشخص شد که خط مشی های این گروه ها از یک طریق ثابتی کانالیزه و برنامه ریزی می شود.
پس از واکاوی های دقیق و کارشناسی مشخص شد که جریان رسانه ای فتنه با فعالیت افراد وابسته در قالب یک سایت اصلی و چندین زیرمجموعه در حال فعالیت است و نقش به سزایی در ایجاد، کنترل و جهت دهی اغتشاشات ایران دارد.
بررسی های کارشناسان مرکز بررسی جرایم سایبری به شناسایی سایت اصلی و ده ها تن از عناصر فعال و همکار آن که نقش کلیدی در ساماندهی فعالیت های رسانه ای داشتند، منجر شد. این سایت پایگاه اطلاع رسانی شبکه بی بی سی فارسی بود.
- این فعالیت های بی.بی.سی را چگونه ارزیابی و توجیه می کنید؟
به عنوان مقدمه باید عرض کنم که دنیای غرب، سیاست خارجی را ذیل دیپلماسی عمومی تعریف می کند و لذا رسانه ها زیرنظر وزارت خارجه اداره می شوند و آنجا تعیین کننده خط مشی آنهاست. لذا دولت های خارجی برای تثبیت موقعیت بین المللی خود، بیشترین سرمایه گذاری را بر روی مخاطبان خود در دیگر کشورها می کنند.
در 14 نوامبر 1922، BBC همزمان با اختراع رادیو متولد شد و در 8 مرداد 1319 بخش فارسی رادیو بی بی سی در ایران شروع به کار کرد و طی 14سال تا زمان کودتای28مرداد 1332 فعال بود به جایگاهی تعیین کننده در جهت دهی افکار عمومی ارتقاء پیدا کرد.
وب سایت BBC Persian نیز در تاریخ 25 دی ماه 1387، زودتر از موعد مقرر راه اندازی شد و در کمتر از یک سال عنان هدایت اغتشاشات فتنه 88 را در دست گرفت.
- علت و ضرورت راه اندازی BBC Persian چه بود؟
پاسخ این سؤال به پروژه قبلی مرکز یعنی پروژه مرصاد بازمی گردد. در مستندات پرونده یکی از متهمان اصلی یعنی کیوان رفیعی متن چت وی با احمد باطبی ناظر به این پاسخ است. وی خطاب به احمد باطبی می گوید: «خیلی ها به شرایطی که تو بیرون از کشور داری دل بسته اند که بتوانی خطاهای تحلیلی- راهبردی دولت آمریکا را نسبت به آنچه در داخل کشور می گذرد، تصحیح کنی.»
رفیعی در ادامه مدعی شده بود، در سال 1380علی رغم ممنوعیت ماهواره در ایران، داشتن ماهواره ایپدمی شد و بیشتر مخاطبین، بیننده شبکه های ماهواره ای به مدیریت اشخاصی چون هخا، رضا فاضلی، فرود فولادوند و شهرام همایون و... بودند ولی با گذشت تنها 6 سال، آمار بازدید از این شبکه ها به حدود 6 درصد- یعنی کمترین میزان ممکن- رسیده است.
این نوع نگاه موشکافانه و سایر تمهیداتی که غرب علیه ایران اندیشید به راه اندازی وب-سایت BBC Persian در ساعت 5 بعدازظهر 25 دی ماه سال 1387، حدودا 6 ماه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری انجامید و اندکی پس از آن شبکه فارسی وان و سپس شبکه من و تو راه اندازی شدند.
-بی.بی.سی چه خط مشی ای را در ظاهر دنبال می کند؟
در خصوص فعالیت های یک سال و نیمه بی.بی.سی موارد زیر به صورت واضح پیگیری می شود:
1- تلاش برای القای فاصله میان دولت انگلیس و وب سایت تا اعلام کند که مستقل است.
2- القای بی طرفی برای مخاطب جهت جذب و اعتمادسازی
3- القای وجود فضای مفرح و شاد در کار رسانه ای از طریق استفاده از رنگ ها و دکورهای متنوع و...
4- ورود محتاطانه و هنرمندانه به حوزه تغییر سبک زندگی مخاطبان فارسی زبانش.
- بودجه بی.بی.سی از کجا تامین می شود؟
بی.بی.سی دارای ردیف بودجه مشخص و مصوب در وزارت خارجه انگلیس است و حدود 5 سال قبل در سال 2006، گوردون براون، وزیر خزانه داری وقت انگلیس، 15 میلیون لیره استرلینگ معادل 22 میلیارد دلار فقط برای راه اندازی BBC Persian اختصاص داد.
- الان هم با توجه به وضعیت اقتصادی اروپا، این میزان بودجه اختصاص داده می شود؟
بله، در شرایط ریاضت اقتصادی غرب هم بودجه بی بی سی 8 میلیارد دلار اعلام شده و حتی چندی پیش صادق صبا، مسئول بی.بی.سی فارسی اعلام کرد که نه تنها کمبود بودجه نداریم بلکه دارای بودجه اضافی هم هستیم.
- بر اساس محتویات پرونده، عناوین فعالیت های مجرمانه بی.بی.سی در ایران چیست؟
براساس آنچه تحلیل و بررسی اطلاعات بسیار زیاد به دست آمده از افراد مرتبط با بی.بی.سی نشان می دهد، این شبکه براساس 6 محور اصلی در ایران فعالیت می کند:
1- جمع آوری هدفمند اطلاعات از مراکز حساس و حیاتی کشور
نحوه جمع آوری مورد اشاره به دو روش آگاهانه و ناآگاهانه توسط مرتبطین بی.بی.سی فارسی در ایران انجام می شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
مورد اول؛ جاسوسی از یکی از سفارتخانه های ایران در کشورهای منطقه بوده که باعث تنش دیپلماتیک شده است.
مورد دوم؛ برنامه ریزی برای ساخت و پخش سلسله برنامه هایی با عنوان «روسپی گری زیر پوست ایران» در بی.بی.سی که مبتنی بر جاسوسی از تحقیقات سری وزارت بهداشت درباره پرونده ای مرتبط با همین موضوع است. جالب توجه آنکه در برنامه های ساخته شده با منابع تحقیق میدانی از سوی بی.بی.سی تماس گرفته شده است.
مورد سوم؛ اطلاعات برخی سکوهای نفتی ایران به صورت هدفمند جمع آوری و در اختیار آنها قرار گرفته بود.
مورد بعدی؛ جمع آوری اطلاعات فازهای 15 و 16 پارس جنوبی بود. این اطلاعات، شامل نیازمندی های ایران در حوزه کاری مرتبط، شرکت های تامین کننده و... می شد که در بحث تحریم ها علیه ایران برای غرب بسیار مفید واقع شده بود.
2- آموزش و جذب (ایجاد خط خروج)
بخشی از تصحیح خطای تحلیلی-راهبردی جریان خارج از کشور منجر به تغییر رویکرد در بی.بی.سی استفاده از مجریان جوان و مستعد و جویای نامی شد که جای مجریان میانسال را پر کنند. از این رو بی.بی.سی برنامه های گسترده ای برای آموزش و جذب نیرو در ایران تدارک دید که به طور خاص از طریق چند مرکز آموزش خبرنگاری در ایران به صورت غیررسمی انجام می شد که به داوطلبین، گواهینامه صادره از سوی بی.بی.سی را هم می دادند.
روش آنها به گونه ای بود که در برنامه های مختلف، ابتدا خبرنگار مستعد یا فرد مورد نظر را نشان می کردند. سپس در اسرع وقت با وی ارتباط برقرار کرده و برای او دعوت نامه می فرستادند. روند جذب لزوما برای افراد سیاسی نبود، بلکه حتی خبرنگار ورزشی هم جذب این سیستم می شد.
پس از آن در داخل کشور به فرد مورد نظر آموزش می دادند و در مرحله بعد اردوی گزینشی در خارج کشور در کشورهایی مانند ترکیه انجام می شد و در نهایت طی مصاحبه ای حضوری، گزینش نهایی انجام شده و فرد را برای کار به کشور ثالث برای کار در رسانه های دست دوم و سوم می فرستادند و آخرین مرحله کار در لندن و در بی.بی.سی بود.
برخی از خبرنگارانی که در رادیو، تلویزیون و رسانه های داخلی مشغول به کار بودند، از این طریق آموزش دیده و جذب بی.بی.سی شدند.
3-حمایت مالی از اپوزیسیون و ارتباط گیری با گروه های معاند
درباره حمایت مالی هم شواهد و مدارک زیادی در دست هست که کارهای متعدد اپوزیسیون با حمایت و اسپانسریت مالی بی.بی.سی به طور مستقیم یا غیرمستقیم انجام می گیرد.
همچنین بی.بی.سی از راه های مختلفی تلاش خود را برای هدایت و جهت دهی به نافرمانی های خودساخته در سامان می داده است که در این خصوص در آینده به مصلحت سخن خواهیم گفت.
4- کارکرد ضد فرهنگی
این کارکرد بی.بی.سی در دو حوزه به طور خاص بررسی شده است: حوزه اول موسیقی است، که علیرغم تصور عمومی که انتظار دارد سرمایه گذاری در حوزه موسیقی بر روی موسیقی زیرزمینی باشد، بی.بی.سی در حوزه موسیقی پاپ فعالیت به سزایی داشته و دارد.
کارشناسان بی.بی.سی به سرپرستی فردی به نام «بهزاد بلورفروشان» اقدام به سفارش، حمایت مادی و معنوی، ساخت و تولید (خوانندگی) همزمان یک آهنگ در داخل کشور از سوی خوانندگان جوان و جویای نام و خارج کشور توسط خواننده های لس آنجلسی و تبلیغ آن در بخش های مرتبط بی.بی.سی می کنند؛ تا در کوتاه مدت براساس ذائقه شکل یافته و جهت دهی شده مخاطب، بازار مصرف جدی برای آهنگ تولید شده فراهم کنند.
هم اکنون یکی از فریب خوردگان این حوزه که مدت ها با بلور فعالیت می کرده، در اقاریر خود جزئیات روند فوق الذکر را تشریح کرده است. در اینجا لازم می دانم دیگربار اشاره کنم کسانی که به هر نحو مورد اغفال بی بی سی فارسی قرار می گیرند، توجه داشته باشند که فعالیت با این شبکه غیرقانونی بوده و قابل پیگرد است.
حوزه بعدی بحث مد و لباس است. پس از دستیابی به اطلاعات پرونده متهمین، عکس هایی مشاهده شد که به هیچ روی باورپذیر نبود که عکس ها در داخل ایران گرفته شده اند، ولی پس از مدتی که آتلیه، لوکیشن و تصاویر محیطی محل عکسبرداری به دست آمد، معلوم شد که عکس ها در داخل ایران، در تهران و در یکی از محلات شمال شهر تهیه شده اند.
بررسی های اطلاعاتی نشان داد بی بی سی در داخل به برخی عکاسان سفارش تهیه عکس های با اهداف از پیش تعیین شده و ارسال آن را داده است. نکته جالب توجه اینست که اقاریر یکی از عکاسان دال بر عدم آشنایی وی با آتلیه و لوکیشن ها بوده که از سوی رابط بی بی سی هدایت شده است.
5- سفارش تهیه و تولید محتوا
با توجه به مطالب وب سایت بی.بی.سی و سایر سایت های زیرمجموعه آن اعم از کلمه، روز آنلاین و... و نویسندگان آنها، درباره کارکرد سفارش تهیه و تولید محتوا همه چیز واضح و روشن است و نیاز به توضیح خاصی نیست.
ولی اجمالا ذکر این نکته ضروری است یک بررسی ساده در محتوای منتشره روی سایت های اپوزیسیون، نشان دهنده هم سویی سایت های مذکور در پیگیری یک خط مشی واحد و مشخص در تولیدات آنهاست. حق التحریرهای پرداختی نیز در بسیاری اوقات هنگفت بوده و از طریق صرافی ها یا مسافرین به نویسندگان پرداخت می شده است.
- در پایان ارزیابی تان را از میزان موفقیت پروژه چشم روباه، بفرمایید.
به نظر می رسد مخاطبین بی بی سی در خصوص میزان موفقیت این پروژه ارزیابی دقیق تری دارند. لکن واکنش های عصبی مدیر بی بی سی فارسی و کارکنان آن که در هر اجرا مقابل دوربین مشاهده می شود، بی علاقگی و افت انگیزه کارکنان- که بخشی از پرونده های تشکیل شده را به خود اختصاص می دهند- در همکاری با بی بی سی فارسی، دروغ گویی و افشای آن و دیگر واکنش هایی که به لحاظ طبقه بندی امنیتی قابل ذکر نیستند، همه حکایت از موفقیت حداکثری این پروژه ناتمام دارند.
فازهای بعدی عملیات چشم روباه پایان بخش فعالیت های غیرقانونی بی بی سی فارسی در ایران خواهد بود.


خودم مزدور نیستم؛ مزد می گرفتم مزدور معرفی می کردم!

در افشاگری نیک آهنگ کوثر درباره مهدی هاشمی یک نکته تکان دهنده بلکه فاجعه آمیز وجود دارد و آن اینکه آقای کوثر در استخدام مزدور برای آقای مهدی هاشمی با وی همکاری کرده است.

altروزنامه کیهان امروز یکشنبه ۲۸/۱۲/۹۰ در ستون اخبار ویژه خود نوشت: «در افشاگری نیک آهنگ کوثر درباره مهدی هاشمی یک نکته تکان دهنده بلکه فاجعه آمیز وجود دارد و آن اینکه آقای کوثر در استخدام مزدور برای آقای مهدی هاشمی با وی همکاری کرده است».

این مطلب را «امین-م» (از همکاران سابق نیک آهنگ کوثر در سایت خودنویس) در بالاترین مورد تائید قرار داد.

کاریکاتوریست خارج نشین نشریات زنجیره ای اخیرا ضمن انتشار توضیحی درباره افشاگری های حمزه کرمی (همکار مهدی هاشمی در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت)، اذعان کرده بود که مهدی هاشمی مشغول جعل اخبار دروغ علیه نظام بود.

کرمی از پولشویی و انجام عملیات تبلیغی و تخریبی علیه نظام خبر داده بود.

امین-م در واکنشی که به نظر می رسد دور دیگری از تسویه حساب های شبه مافیایی است، می نویسد: آقای کوثر چرا این مطلب را نه در سایت خودنویس و بلکه در وبلاگ خود منتشر کرد؟ او بنا بر اعتراف خودش حتما پس از خروج از ایران هم مدتی باب میل آقای مهدی هاشمی بوده و باب میل او می نوشته است. چرایی اش را باید از خود ایشان پرسید. آیا دلیل تعویق افشاگری، امیدواری کوثر به مهدی هاشمی نبوده است؟

وی ادامه می دهد: نامه نیک آهنگ، علاوه بر اثبات تداوم ارتباط نیک آهنگ با آقای مهدی هاشمی، نه تنها یک نکته مهم و تکان دهنده بلکه فاجعه ای در خود دارد و آن اینکه آقای نیک آهنگ در استخدام مزدور برای آقای مهدی هاشمی با وی همکاری کرده است و به قول خود ایشان، یک روزنامه نگار را، جهت قلم به مزدی به مهدی هاشمی معرفی نموده است. آقای کوثر در نامه خود با قاطعیت از رد درخواست مهدی هاشمی برای همکاری با خود سخن می گوید و تنها چند سطر پایین تر با فراموش کردن آنچه که در بالا عنوان کرده می نویسد که برای آقای مهدی هاشمی روزنامه نگاری یافته و به وی معرفی کرده که کمک حالش باشد!

یک متهم دیگر فساد بانکی دستگیر شد

«ح-د» مدیر روابط عمومی و رئیس حوزه مدیریت بانک ملی دستگیر شد. «ح-د» از نزدیکترین مدیران بانک ملی به خاوری بود و تا زمان دستگیری در سمت خود فعال بوده است.

به گزارش جهان نیوز، «ح-د» همچنین مهرماه گذشته و چند روز پس از فرار خاوری به رسانه ها و مقامات قضایی اعلام کرده بود که مدیرعامل بانک ملی برای ماموریت به لندن رفته و بزودی به کشور بازخواهد گشت.

محمودرضا خاوری در سوم مهرماه گذشته و پس از فرار از ایران آخرین نامه خود درباره وضع پیش آمده برایش پس از افشای اختلاس بزرگ را خطاب به آقای«د» نوشته بود. محمودرضا خاوری در اردیبهشت سال ۸۸ در حالی به ریاست بانک ملی منصوب شده بود که خانواده و خود وی مقیم و شهروند کانادا شده بودند.

آخرین میخ ارگان سیا بر تابوت فتنه در سال ۹۰

«سال ۹۰ سال پژمردگی جنبش سبز بود».

این مطلب را وبسایت رادیو فردا از قول علی افشاری منتشر کرده است. وی می نویسد: سال ۹۰ سال فروکش کردن جنبش سبز بود. اگرچه حبس خانگی موسوی و کروبی این انتظار را به وجود آورده بود که در سال ۹۰ اعتراضات جنبش بالا بگیرد اما این گونه نشد. فراخوان های شورای هماهنگی سبز هم با استقبال درخور مواجه نشد.

افشاری اضافه می کند: شمار افرادی که در برنامه های سیاسی انتقادی و غیررسمی در داخل و خارج از کشور در سال ۹۰ حضور یافتند به میزان چشمگیری نسبت به برنامه های مشابه در سال ۱۳۸۹ کمتر بود.

وی تاکید کرد: در کل سیر نزولی جنبش از سال ۱۳۸۸ به بعد در سال ۱۳۹۰ شدیدتر شد و به نوعی می توان گفت سال آغازین دهه ۹۰ سال پژمردگی جنبش بود. شورای هماهنگی سبز نیز با توجه به کارنامه یک ساله خود نشان داد ظرفیت بسیج ندارد.

اعتراض وکیل مهدی هاشمی و پاسخ کیهان

علیزاده طباطبایی با ارسال توضیحی خود را وکیل مهدی هاشمی معرفی کرد و کیهان را به اعتبار انتشار افشاگری همکار سابق مهدی هاشمی مورد انتقاد قرار داد.

در نامه علیزاده طباطبایی آمده است: در روز چهارشنبه مورخ ۲۴/۱۲/۹۰ مطلبی کذب با عنوان «کاریکاتوریست فراری» علیه آقای مهدی هاشمی موکل اینجانب در آن روزنامه منتشر شده است که حاوی افترا و نشر اکاذیب درخصوص موکل اینجانب بوده و البته در این کار قصدی جز تشویش اذهان عمومی علیه وی متصور نیست. از دست اندرکاران روزنامه کیهان به عنوان رسانه ای در جمهوری اسلامی، آن هم با ادعای اصولگرایی، انتظار می رود در نقل اخبار و تحلیل های خبری حتی درباره مخالفین خود، به سخنان ضدانقلابیون استناد نکند و پیش از انتشار مطالب خود، صحت و سقم آن را بررسی نماید. ضمن اینکه مطالب از قول فردی بیان شده که کاریکاتورها و مواضع ضدانقلابی موهن او در سایت های ضد انقلابی به صورت مداوم منتشر می شود. نکته جالب در این نقل قول این است که تنها «محکی» که دیگران را با آن می سنجند، این بار گویا درباره خودتان صدق می کند و خود «همصدا با رسانه های بیگانه و ضدانقلاب خارج از کشور» و «دست به دامان افراد معلوم الحال» گشته اید و با ذوق زدگی به بازنشر اکاذیب او به قصد تخریب چهره موکل من پرداخته اید.

عضو دوره اول شورای شهر تهران در دوره اصلاحات، سپس با الصاق مهدی هاشمی به آیت الله هاشمی تلاش کرده تا نامبرده را از اتهامات وارده تبرئه کند.

آقای علیزاده طباطبایی که به جای مهدی هاشمی به تخطئه کیهان پرداخته، البته تعمداً فراموش کرده که کاریکاتوریست مذکور همکار سالیان آقای مهدی هاشمی بوده- و نه صرفا همکار رسانه های بیگانه- و برخی مسائل مربوط به دوره همکاری خود را منتشر کرده است. بنابراین پرسش این است که موکل آقای علیزاده طباطبایی برای مدتی طولانی چه سر و سّری با «افراد معلوم الحال همکار رسانه های بیگانه و ضدانقلاب» داشته است؟! این را باید آقای مهدی هاشمی- و احیاناً وکیل او اگر مطلع است- توضیح دهد و نه کیهان؟ همچنان که باید در محکمه و دادگاه توضیح داده شود که ماجرای پولشویی های میلیاردی در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت، و راه اندازی سایت برای انتشار اخبار جعلی به قصد ترور شخصیت نظام چه بوده است؟

نیز جای سوال است که چرا یک وکیل حقوقدان باید به سفسطه روی بیاورد و یک فرد در مظان اتهام و متواری را پشت شخصیت یکی از بستگان (پدر) وی پنهان کند؟! یعنی آقای علیزاده طباطبایی قصد ترور شخصیت حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی را دارد و می خواهد چنین القا کند که ماجرای پولشویی، جعل اخبار دروغ علیه نظام و... به آقای هاشمی مربوط می شود؟ این دفاع از آقای هاشمی است یا ترور شخصیت وی؟!

کلنجار اوباما با ایران ممکن است به قیمت سقوط او تمام شود

یک روزنامه آمریکایی پیش بینی کرد افزایش بهای نفت به خاطر تنش های اقتصادی علیه ایران، سرانجام اوباما را قربانی و از کاخ سفید بیرون می کند.

روزنامه واشنگتن پست در تحلیلی نوشت: اقتصاد آمریکا دوران سخت و طاقت فرسایی را می گذراند. پس از شروع بحران اقتصادی اخیر تا به حال مردم آمریکا شغل های خود را از دست داده اند و خانه هایشان را به بانک هایی واگذارده اند که پیش تر به آن ها وام داده بودند. شکل زندگی در همه ایالت ها به شکلی محسوس، غم بار شده است. از سپتامبر گذشته و با ایجاد موج جدید بحران و افزایش جهانی قیمت طلا، آمریکا و اروپا به جای آرام کردن فضای روانی بازار به سمت تشدید جنگ روانی با ایران پیش رفتند و طرح های رنگارنگی را برای تحریم این کشور نفت خیز به تصویب رساندند.

این روزنامه تصریح کرد: طرح های مذکور اگرچه با نمایش عجیب عربستان در اعلان ادعای جبران کسری نفت ایران همراه بود، اما پیچیدگی های انتقال این نفت جایگزین و وابسته بودن مطلق شیوخ عربستان به آمریکا سبب شده تا کشورهایی مانند چین و ژاپن و کره جنوبی با تردید به این پیشنهاد عربستان نگاه کنند. در همین حال ایران ضمن پیشدستی بر طرح تحریم نفتی اروپا، اعلام کرد که از ماه مارچ فروش نفت به چند کشور اروپایی را قطع می کند. همین امر باعث افزایش قیمت نفت شد و انتخابات دوباره باراک اوباما را با مشکل مواجه کرد.

واشنگتن پست می افزاید: نامزدهای جمهوری خواه سال گذشته را تماما به انتقاد از اوباما به خاطر نرخ بالای بیکاری و عدم بهبود اوضاع اقتصادی آمریکا مشغول بودند اما اکنون با توجه به نقش روانی بالا رفتن قیمت نفت، نامزدهای جمهوری خواه، انتقادات اقتصادی خود را پالایش کرده و شعارهای انتخاباتی خود در زمینه اقتصادی را متوجه آمریکا کرده اند. آن ها در حال حاضر روی افزایش قیمت گازوئیل و بنزین متمرکز شده اند و از افزایش بدهکاری آمریکا انتقاد می کنند. شاید تحولات ایران و بالا رفتن هر روزه قیمت نفت، تعیین کننده ترین عامل در انتخابات آینده ریاست جمهوری در آمریکا باشد. اگر مطابق پیش بینی برخی فعالان بازار نفت در اثر تنش با ایران به حدود ۲۰۰ دلار برسد، اوباما هرگز نخواهد توانست حضور خودش را برای چهار سال دیگر در کاخ سفید تمدید کند.

زور زدیم ایران تغییر کند بقیه کشورها هم مثل ایران شدند

یک پایگاه اینترنتی وابسته به ضدانقلاب تأکید کرد: قدرت گرفتن اسلامگراها در منطقه واقعیتی انکارناکردنی است.

روز آن لاین در تحلیلی نوشت: نکند بهار عرب پیامدهای مثبتی نداشته باشد... اخوان المسلمین لیبی، اولین حزب را به نام عدالت و توسعه در هجده شهر تأسیس و مستقر کرده اند. آیا در لیبی هم مانند تونس و مصر و مراکش، اسلامگرایان پیروز خواهند شد؟

در این نوشته با اذعان به ریاکاری غرب در مسئله لیبی آمده است: دولت ها و رسانه های غربی پس از توافق سرهنگ قذافی و جرج بوش، انتقال کل تجهیزات هسته ای آن کشور به آمریکا و همکاری قذافی در جنگ علیه تروریسم، لیبی را کنار گذاردند و از سرکوبگری ها و جباریت او نه تنها سخن نمی گفتند، بلکه کار تا آنجا پیش رفت که به تعریف و تمجید از قذافی پرداختند. دولت آمریکا او را از لیست تروریسم خارج کرد و با چراغ سبز آمریکا مسئولیت های جهانی پیدا کرد؛ از ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ به مدت دو سال عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد شد (به نمایندگی از گروه آفریقا)، در همان سال به ریاست مجمع عمومی سازمان ملل متحد انتخاب شد، به مدت یک سال رئیس اتحادیه آفریقا گردید، در سال ۲۰۱۰ رئیس لیگ اعراب گردید، پس از چهل سال زمامداری، اولین سفر قذافی به آمریکا جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۰۹ انجام شد.

در ادامه تحلیل روز آن لاین تصریح شده است: مجله [آمریکایی] نیشن در مقاله ای تحت عنوان «اساتیدی که قذافی به آنها پول می داد، تا آنها از او چهره مثبتی به نمایش بگذارند»، نوشته است «جوزف نای استاد مدرسه کندی هاروارد، در سال ۲۰۰۷، در مجله نیوریپابلیک نوشت که قذافی علاقمند به بحث درباره «دموکراسی مستقیم» است. آنتونی گیدنز، از ال اس ای لندن، در مجله گاردین در همان سال نوشت که لیبی تحت زعامت قذافی می تواند «نروژ آفریقای شمالی» بشود. بنجامین بابر، استاد دانشگاه راتگرز، در روزنامه واشنگتن پست، در همان سال ۲۰۰۷، نوشت که لیبی می تواند «اولین کشور عربی باشد که به صورت مسالمت آمیز و بدون دخالت غرب به یک دولت پایدار و غیرمستبد تبدیل شود». آیا شما فکر می کنید که مغزهای بزرگ مثل هم فکر می کنند؟ واقعیت آن است که نه چنین نیست. تمام این استادان از لیبی پول دریافت می کردند. براساس قراردادی حدود سه میلیون دلار در سال، از طریق یک شرکت مشاوره که قول داده بود که در انگلیس و در آمریکا «چهره لیبی و معمر قذافی را ترمیم کند». نیشن افرادی چون برنارد لوئیس از پرینستون، رابرت پاتنام از هاروارد، فرانسیس فوکویاما از جان هاپکینز، را هم جزو همین لیست مواجب بگیران آورده است. به نوشته نیشن، سیف الاسلام مدرک دکترای خود را از ال اس ای گرفته و معلوم شد که قذافی چند میلیون دلار به این دانشگاه کمک مالی کرده بود. پس از افشای این موضوع، رئیس دانشگاه ال اس ای مجبور به استعفا شد.

روز آن لاین تاکید می کند قذافی در جنگ علیه تروریسم بسیار به آمریکا نزدیک شد. وضع آن چنان تغییر کرده بود که حتی اوباما نیز فروش میلیاردها دلار سلاح به لیبی قذافی را به تصویب رساند. این دوره گذشت. دولت های غربی تصمیم به حذف قذافی گرفتند. یک باره این کشور در صدر اخبار قرار گرفت و همه رسانه ها از سفاکی های قذافی سخن می راندند. گویی قذافی طی چند شب دچار انقلاب ماهیت شده بود

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 5:45 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر

دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390

جدایی ظاهری خاتمی از سران فتنه ؛ سناریوی جدید فتنه گران

http://www.asremrooz.ir/images/docs/000021/n00021278-b.jpgدر واقع او بر اساس همین منطق، می‌خواهد به نظام برگردد و در چهارچوب نظام فعالیت کند. ایشان می‌داند اگر بخواهد در عرصه‌ی سیاسی کشور حضور داشته باشد، راهی جز این ندارد که در انتخابات شرکت کند و چهارچوب انقلاب، قانون اساسی و نظام را بپذیرد.

تقریبا همه‌ی مردم دیدند که اصلاح‌طلبان و حامیان اصلی آن‌ها، یعنی غربی‌ها، در جهت تحریم انتخابات تلاش می‌کردند و دست بر قضا تحریم انتخابات با تحریم فلج‌کننده‌ی غربی‌ها نسبت به ایران اسلامی هم‌زمان شده بود.

در واقع هدف آن‌ها این بود که انتخابات سردی برگزار شده و مشارکت مردم کاهش یابد تا به زعم خودشان مشروعیت نظام جمهوری اسلامی در میان مردم منطقه زیر سؤال برود.

آقای خاتمی هم رسما قبلا اعلام کرده بود ولو اینکه یک نفر از اصلاح‌طلبان هم به مجلس راه پیدا نکند اگر بتوانیم مشارکت را به زیر ۳۰ درصد برسانیم، ما پیروزیم. این استراتژی اصلی آن‌ها بود.

همه این تلاش ها در حالی بود که نظرسنجی‌ها حکایت از حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات داشت. و علت اینکه آقای خاتمی، آقای هاشمی و برخی از دوستان نزدیک آن‌ها در انتخابات شرکت کردند این بود ولی در عین حال کسانی مثل آقای خاتمی هنوز باور نمی‌کردند که این انتخابات این طور باشکوه برگزار شود. اما وقتی آن حضور گسترده و صف‌های طولانی مردم را در استان‌های مختلف و مخصوصاً تهران مشاهده می‌کند، پای صندوق حاضر می‌شود تا مرگ اصلاحات رقم نخورد و به نحوی این گونه القا شود که اصلاح‌طلب‌ها هم در انتخابات حضور پیدا کرده‌اند.

آنها به خوبی میدانستند اگر انتخابات بدون حضور اصلاح‌طلبان با ۶۵ درصد مشارکت در کشور و ۴۸ درصد در تهران برگزارشود، مرگ این جریان رقم خورده و از این به بعد هم می‌شود در انتخابات بدون حضور اصلاح‌طلبان مشارکت بالایی داشت، چون این اولین تجربه‌ی انتخابات بدون حضور آن‌ها بود.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد سناریویی است که از سوی جریان رسانه ای فتنه به شدت در حال پیگیری است و آن تفکیک میان طیف خاتمی و اهالی فتنه است. در حالی که خاتمی صرفا در انتخابات حضور پیدا کرده برای اینکه آینده‌ی خود را حفظ کند.

وی تاکید می کند که ما نباید دیگر به شکل جنبش سبز باشیم، جنبش سبز مُرد، بیایید اصلاح‌طلبی را حفظ کنیم. در واقع او بر اساس همین منطق، می‌خواهد به نظام برگردد و در چهارچوب نظام فعالیت کند. ایشان می‌داند اگر بخواهد در عرصه‌ی سیاسی کشور حضور داشته باشد، راهی جز این ندارد که در انتخابات شرکت کند و چهارچوب انقلاب، قانون اساسی و نظام را بپذیرد.

در واقع اصلاح‌طلب‌ها توان براندازی سخت از طریق جنگ را ندارند و از این رو عموما از طریق رِفُرم و حرکت‌های تدریجی تلاش خود را در این راستا به کار می بندند. بنابراین باید در داخل نظام قرار بگیرند تا بتوانند با یک حرکت رِفُرمیستی در یک فضا و زمان دیگر به اهداف دست‌نیافته‌ی گذشته‌خود برسند. و اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم، باید گفت آقای خاتمی نسبت به بقیه‌ی دوستانش از تعقل بیشتری برخوردار است. در حقیقت مواضع آقای خاتمی با دوستانش در جنبش سبز یا به اصطلاح اصلاح‌طلبان تندرو، متفاوت نیست، بلکه در واقع این یک تقسیم کار است که بر اساس نوعی توافق صورت گرفته است.

نقش آقایان خاتمی و هاشمی و برخی از دوستان داخلی‌شان این است که در انتخابات شرکت کنند. از آن سو نیز طیف افراطی‌ این جریان تحت این عنوان که خاتمی از مواضع پیشینش برگشته وظیفه حمله به او را به عهده دارد.

سپس برنامه به این صورت جلو می رود که حضور خاتمی از سویی و حمله‌ی اپوزیسیون به او از دیگر سو موجبات امیدواری نسبی دوستان انقلاب رافراهم می آورد و زمینه نوعی خطای تحلیل را رقم میزند. در ادامه این برنامه خاتمی وارد نظام شده و پس از آن مجددا تأسیس حزب جدید، حرکت جدید و فعالیت‌هایی از نوعی دیگر در دستور کار قرار میگیرد.

اما در این رابطه باید گفت که به واقع آقای خاتمی دچار غرب‌زدگی است و به این سادگی‌ها تغییر نمی‌کند. ایشان عمیقا معتقد است که تنها راه پیشرفت از غرب می‌گذرد.با این اوصاف به نظر می‌رسد کل این جریان سناریویی است که این بخش از آن به آقای خاتمی واگذار شده و بخش حمله به آقای خاتمی وظیفه‌ی طیف افراطی این جریان است.

اگر آقای خاتمی به واقع از گذشته‌ی خود توبه‌ی رسمی کند، در همین حد ما موظف هستیم که بپذیریم، ولی این بدان معنا نیست که باز هم عرصه‌های سیاسی کشور را در اختیار چنین افرادی بگذاریم، چون ممکن است این گونه برخورد‌ها و رفتارها یک تاکتیک باشد، نه یک تغییر استراتژیک.


هرگونه حمله به ايران اشتباهي بزرگ است

رئيس سابق موساد با اذعان به اينکه مقامات ايران سنجيده و منطقي عمل مي کنند هرگونه حمله به ايران را اشتباهي بزرگ خواند.

altمئير داگان رئيس سابق سازمان جاسوسي اسرائيل ، موساد گفته است : «حمله به ايران قبل از آزمودن گزينه هاي ديگر اصلا درست نيست. هنوز فرصت زيادي براي آزمودن گزينه هاي ديگر باقي مانده است.»

خبرنگار اي بي سي در گزارشي گفت: کار داگان طي يک دهه رياست بر موساد ايجاد فرصت بيشتر بوده است.ايراني ها مي گويند داگان تروريست، تجهيزات آلوده و ويروس هاي مخرب براي خرابکاري در برنامه هسته اي اين کشور فرستاده است.

داگان در اين مصاحبه گفت ايران منطقي و عقلاني رفتار مي کند.

ليسلي استال خبرنگار اين شبکه سوال کرد آيا به نظر شما احمدي نژاد رئيس جمهور ايران نيز منطقي عمل مي کند.

داگان گفت، بله او منطقي رفتار مي کند ، به نظر من او منطقي است.

داگان افزود: «شايد ايران به اندازه اي که تفکر غرب تعيين مي کند ، منطقي نباشد. اما شکي وجود ندارد که آنها همه پيامدهاي اقدامات خود را مي سنجند.»

ليسلي استال که با داگان مصاحبه کرده است ، در ادامه اين گزارش گفت:« داگان معتقد است نبايد مسئله هسته اي ايران به يک مسئله ميان اسرائيل و ايران تبديل شود ، بلکه بايد مسئله اي بين المللي شود، به عنوان مثال سعودي ها بايد تشويق شوند و بر امريکا فشار وارد کنند. داگان همچنين مايل است که اسرائيل عقب بنشيند و امريکا به ميدان بيايد و کار را انجام دهد.او بسيار نگران اقدامات تلافي جويانه ايران است.»


ما كه گفته بوديم خاتمي نفوذي حكومت است!

دانشجونيوز اضافه مي كند: خاتمي از دور برداشتن شوراي راه سبز -كه مدعي است زبان اپوزيسيون داخل كشور نيز هست- ، رونق گرفتن فعاليت هاي خارج از كشور و انتقال كامل مديريت به بيرون از مرزها و راديكال شدن آن نگران است. وي با اين كار به اعضاي پيدا و پنهان اين شورا اين پيام را داده كه تصميمات شورا لزوما مورد قبول او نيست. همچنين پيام مشابهي به حاكميت و نيروهاي درون نظام كه حسابش را به خارج نشينان فراخوان بده جدا كنند.

altکیهان امروز در یادداشتی نوشت:

«رأي خاتمي، سيلي به موسوي بود»، «خاتمي نفوذي حكومت است»، «خاتمي نشان داد شوراي هماهنگي سبز را بر خلاف ادعاي اين شورا قبول ندارد»، «رأي دادن خاتمي بازداشت شدگان سياسي را خيلي ناراحت و دپرس كرد» و...

اينها تحليل ها و قضاوت هايي است كه در رسانه هاي اپوزيسيون منتشر شده است. از جمله ژيلا بني يعقوب همسر يكي از عناصر بازداشت شده پس از ملاقات با همسرش تصريح مي كند «از فضاي بند پرسيدم و واكنش زندانيان نسبت به رأي دادن خاتمي. گفت راستش فضاي بند با شنيدن اين خبر پر از ناراحتي شد. البته تا يك روز اول باور نمي كرديم و بعد كه مطمئن شديم تقريبا همه خيلي ناراحت و حتي دپرس و غمگين شدند.»

وي اضافه مي كند: پرسيدم الان فضاي بند چطوره؟ گفت متاسفانه هنوز هم فضاي غم غلبه داره.

در اين ميان يك پايگاه اينترنتي وابسته به گروهك نهضت آزادي موسوم به دانشجو نيوز در تحليلي خاطر نشان كرد: آقاي خاتمي با رأي دادن در انتخابات عملا جدايي راه خود از «شوراي راه سبز اميد» را با صداي بلند اعلام كرد و اين را پيش و بيش از هر كس ديگر خود اعضاي اين شورا بايد دريافته باشند، نمي شود تصور كرد آقاي خاتمي بدون در نظر گرفتن فراخوان شورا مبني بر شركت نكردن در انتخابات دست به چنين اقدامي زده باشند اين موضوع از آنجا حائز اهميت مي شود كه اين شورا همواره مدعي بوده اگر نه حمايت علني اما همدلي و رضايت ناگفته خاتمي را به همراه دارد مهمتر از همه اينكه خاتمي از نفوذ بالايي در ميان هواداران اين شورا برخوردار است.

دانشجونيوز اضافه مي كند: خاتمي از دور برداشتن شوراي راه سبز -كه مدعي است زبان اپوزيسيون داخل كشور نيز هست- ، رونق گرفتن فعاليت هاي خارج از كشور و انتقال كامل مديريت به بيرون از مرزها و راديكال شدن آن نگران است. وي با اين كار به اعضاي پيدا و پنهان اين شورا اين پيام را داده كه تصميمات شورا لزوما مورد قبول او نيست. همچنين پيام مشابهي به حاكميت و نيروهاي درون نظام كه حسابش را به خارج نشينان فراخوان بده جدا كنند.

اين رسانه درباره شيفتگان خاتمي نوشت: اين عده از آنجا كه عمدتا دچار كيش شخصيت هستند احتمالا در آينده دچار تناقض هاي بيشتري مي شوند همان طور كه از اين پس در مورد دفاع و پيروي از فراخوان هاي شوراي راه سبز دچار تناقض مي شوند . جفاي آقاي خاتمي به مفاهيمي مانند دموكراسي، جامعه مدني، انتخابات آزاد، تحزب، اصلاحات و... بزرگترين عملكرد منفي سياسي ايشان و نابخشودني ترين آنها در طول اين سالهاست. آقاي خاتمي در طول اين سالها كوشيده واژه ها و مفاهيم مدرن را بيش از پيش لاغر كرده، دست و پايشان را تا چارچوب هاي نظام سياسي فعلي كوتاه كند و زبانشان را بريده تا پژواك صدايشان از مرزهاي آرمان هاي مطلوب او فراتر نرود. امروز نيز گفتمان آقاي خاتمي «آشتي ملي» را نشانه گرفته است. اين عروس هزار داماد نه تنها دل طيف هاي گسترده اي از نيروهاي معتدل اپوزيسيون و پوزسيون را مي برد كه در مواقع تنگنا و اضطرار نيز مي تواند حاجت دل تندروترين آنها را نيز اجابت كند. بايد به ايشان يادآور شويم آشتي ملي به معناي آزادي چند زنداني سياسي وابسته به احزاب متبوع و ديگر مديران دولتي او يا راه يافتن چند نماينده هم فكر به مجلس و دعوت به مجالس بزرگان نظام و... نيست.

از زاويه تحليل ديگر، پايگاه اينترنتي گويانيوز در تحليلي با عنوان «خاتمي نفوذي حكومت بود» تاكيد كرده است: چند ماه پيش نوشتيم كه اين مرد ارزش باور كردن را ندارد. گفته بوديم كه او مامور حكومت براي گرفتن فرصت از اپوزيسيون است. او گوش به فرمان حاكميت و مامور براي انحراف و سردرگم سازي روشنفكران بوده است. خاتمي مي گويد نبايد درگذشته منجمد ماند. با اين وصف نبايد سكوت و خيانت او به مهندس موسوي و شيخ كروبي و همراهي با حكومت را به رخ كشيد.
«بالاترين» نيز معتقد است رأي خاتمي سيلي به گوش موسوي بود. قديم ترها يك جوك بين مردم رايج بود كه مربي فوتبال به بازيكنانش مي گفت اصغري و اكبري، حسني و حسيني و... همه بازيكنان حريف را ول كنيد، بچسبيد به نوك حمله آنها، در بيست دقيقه اول، اصغري (مدافع وسط تيم) دو گل به دروازه خودي زد، مربي تيم از كنار زمين فرياد زد كه نوك حمله تيم حريف را ول كنيد، همه بچسبيد به اصغري! حالا با اين وقايع، بايد حاكميت را رها كرد و چسبيد به خاتمي.

همچنين سايت راديو فردا به نقل يكي از اعضاي فراري دفتر تحكيم نوشت: خاتمي هيچ تفاوتي با گذشته نكرده است و اين مخالفان هستند كه از او توقعي غيرمنطبق با واقعيت دارند. خاتمي الگوي رفتاري ثابتي ندارد. او فاقد برنامه و محاسبه گري و مقيد به رعايت خط قرمز حساسيت هاي رهبري است. خاتمي تابع هيچ گونه برنامه سياسي منسجم و منظم نيست و به صورت آني و دفعي موضع مي گيرد. او پر از اشتباه است از جمله نامه نگاري به رهبري در اوج درگيري ها و پيشنهاد بخشش ظلم هايي بود كه به رهبري شده است.

نويسنده تاكيد مي كند: با توجه به پيشينه عملكرد خاتمي، معضل موجود درباره او تكرار شونده است. او نمي تواند عملكرد قابل قبولي براي اپوزيسيون داشته باشد. مشكل دقيقا جايي است كه الگوي رفتاري خاتمي بعد از مدتي توسط مخالفان فراموش مي شود. تا زماني كه حاميان خاتمي هرگونه عملكرد او را توجيه مي كنند نمي توان به عدم تكرار وقايع مشابه اميد داشت.

همچنين گويانيوز در نوشته ديگري تصريح كرد: رأي دادن خاتمي در انتخابات، مخالفان را به جان هم انداخت و همه آنها را سر كار گذاشت. هنوز هم گروهي در شوك به سر مي برند و برخي در پي چرايي حضور خاتمي در انتخابات هستند، و عاقبت نتيجه اين همه تفحص و بحث و جدل بين شوك زدگان اين مي شود كه دليل راي دادن خاتمي، همانا آماده سازي فضاي فعاليت دوباره اصلاح طلبان براي دوره هاي بعد بوده، كه انصافا يك دست مريزاد بايد به اين كاشفان گفت كه با اين نتيجه گيري همه چيز سامان گرفت و نخود نخود هر كه رود خانه خود و اين بود پايان ماجراي يك مقطع از مبارزه با رژيم در باب تحريم انتخابات كه از سه ماه قبل از برگزاري آن مخالفانش براي به زانو در آوردن نظام، با سينه دراندن و انتشار ده ها بيانيه و اعلاميه و مقاله، حكم به تحريمش داده بودند و نتيجه عيني آن هم چرخيدن در بر همان لولاي قبلي است.

گويانيوز تصريح كرد: توپ در ميدان اپوزيسيون افتاده و خاتمي مقصر اين وضعيت است كه حالا پرده از چهره اش بر افتاده است.

از آنجا كه گروهك هاي اپوزيسيون اساسا هويت اجاره اي دارند هجوم بي سابقه و گسترده آنها به خاتمي و هتاكي هاي بعضا چارپاداري و ركيك عليه او حاكي از آن است كه مديران بيروني فتنه يعني مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس، غير از خاتمي، محور قابل تكيه ديگري نداشته اند و به همين علت رويگرداني خاتمي براي كانون بيروني فتنه بسيار سنگين و شكننده بوده است.


اخذ مبالغ بالا براي دفاع از گروهك تروريستي منافقين

وزارت خزانه داری آمریکا پيگيري مي كند؛
http://www.yjc.ir/image/journal/article?img_id=1317481&t=1331434466026وزارت خزانه داری آمریکا در حال بررسی مبالغی است که به عنوان هزینه سخنرانی به یکی از رهبران قدیمی حزب دموکرات آمریکا و از مدافعان سرسخت گروهك تروريستي منافقين پرداخت شده است.

 

به نقل از انجمن دفاع از قربانیان تروریسم،  بخش مبارزه با تروریسم وزارت خزانه داری آمریکا در حال بررسی مبالغی است که به عنوان هزینه سخنرانی به یکی از رهبران قدیمی حزب دموکرات آمریکا و از مدافعان سرسخت گروهك تروريستي منافقين پرداخت شده است.

ادوارد رندل فرماندار سابق ایالت پنسیلوانیا گفت: بازرسان وزارت خزانه داری هفته گذشته خواستار ارائه اسناد و سوابق مربوط به دريافت هاي اينجانب در ازای انجام سخنرانی های عمومی برای دفاع از این گروهك شدند.

رندل یکی از اعضای کنگره آمریکا است که در قبال سخنرانی برای حذف گروهك ترويستي منافقین از فهرست گروهك هاي تروریستی آمریکا از این گروهك مبالغی را دریافت کرده است.

توجیه وی و دیگر حامیان گروهك تروريستي منافقين این است كه اين گروهك در طول دو دهه گذشته دست به هیچ خشونتی نزده و به واسطه نگرش ستیزه جویانه آن با ایران وجه اشتراكي با آمریکا دارند و باید از فهرست گروهك های تروریستی وزارت خارجه حذف شود.

رندل با تصریح بر قانونی بودن فعالیت هایش گفت: روز 29 فوریه دفتر کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری آمریکا حکمی را مبنی بر ارائه گزارش های مربوط به قرارداد پرداخت های انجام شده به عنوان هزینه ی سخنرانی ها، صادر کرده است.

سخنگوی وزارت خزانه داری آمریکا از تایید و یا رد این حکم خودداری کرده و تصریح کرد: اين وزارتخانه در مورد تحقیقات احتمالی خود صحبتي نمی کند.

وي گفت: از آنجاکه گروهك تروريستي منافقين گروهكي است که در فهرست گروه های تروریستی آمریکا قرار دارد، اشخاص حقوقی آمریکایی از انجام معاملات و ارائه خدمات به اين گروهك منع شده اند.

وی در ادامه می افزاید:گروه های تروریستی تحت تحریم قرار دارند و وزارت خزانه داری اعمال این تحریم ها را با جدیت و بطور مداوم پیگیری كرده و در مورد نقض احتمالی قوانین مربوط به این تحریم ها بررسی هایی را انجام می دهد.

رندل می گوید: در حکم ارائه شده از سوي وزارت خزانه داري,از من خواسته شده اطلاعات مربوط به تمامی ایمیل ها، نامه ها و یا ارتباطات خود با این گروهك تروريستي را تسلیم کنم.

به نظر می رسد که وی فعلا اولین فردی است که چنین حکمی را دریافت کرده است.

دیوید کول پروفسور مرکز حقوقی دانشگاه جرج تاون در اشاره به این موضوع می گوید:"طبق تعریف ,هر گروهی که در فهرست سازمان های تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا قرار دارد، در فهرست تروریست های جهانی وزارت خزانه داری نیز قرار می گیرد."

به گفته وی تابعان ایالات متحده از انجام هرگونه معامله با چنین گروهك هايی منع شده اند.

کول می گوید:"حمایت از یک گروه و صحبت کردن به نفع آن یکی از حقوق افراد استاما  انجام هرگونه معامله ای که مسلما مستلزم دریافت پول برای انجام فعالیت های روابط عمومی برای آن باشد، جرم محسوب می شود."

رندل و تام ریج هر دو دریافت پول در ازای سخنرانی در رسانه ها و گردهمایی ها را برای حذف گروهك تروريستي مجاهدین خلق از فهرست سازمان های تروریستی پذیرفته و از اين کار خود دفاع کرده اند.

هیچ کدام از این دو فرد در مورد مبالغ دریافتی خود صحبت نکرده اند ,اين در حاليست كه رندل كه تاكنون پنج بار برای حضور در کنفرانس های گروهك تروريستي منافقين به پاریس و ژنو سفر کرده است، تایید کرده علاوه بر دریافت مبالغ هنگفتی پول در ازای سخنرانی تمامی هزینه های سفرش نیز بطور کامل توسطاين گروهك پرداخت شده است.

منبعی آگاه در مورد هزینه های گروهك تروريستي منافقین، در گفتگو با واشنگتن تایمز گفته است كه «رندل» برای حضور و سخنرانی در هر گردهمایی 20 هزار دلار دریافت می کند.

اما اینکه این پول ها از کجا تامین می شوند هنوز مشخص نیست.

رندل می گوید پرداخت های مربوط به سخنرانی های وی از " پول های جمع شده از شهروندان آمریکایی و ایرانیان ساکن در اروپا که معتقد به حذف اين گروهك از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا هستند, پرداخت می شود."

ریج که هنوز حکمی در این خصوص دریافت نکرده معتقد است این پول ها از منابع قانونی به دست می آید اين در حالي است كه وی مدعي است در مورد این منابع اطلاعی ندارد.

وی می گوید:" به نظر من تعداد زیادی  ایرانی آمریکایی تبار در سطح جهان وجود دارد، از طرف دیگر گروه بزرگی از شهروندان آمریکایی نیز از این گروهك حمایت می کنند ولی اینکه آنها چطور پول خود را برای اين گروهك تروريستي صرف می کنند و یا چطور چنین پول هایی جمع شده و به ما پرداخت می شود من اطلاعی ندارم."

این خبر، گزارشي ابتدائی از مجموعه تحقیقاتی است که طی آن وزارت خزانه داری آمریکا به بررسی موارد تخلف آن دسته از شهروندان آمریکایی می پردازد که با دریافت هزینه های هنگفت به حمایت از گروهكي پرداخته اند که در لیست سازمان های تروریستی آمریکا قرار دارد.



رئیس سابق موساد: ایران عاقلانه برخورد می کند و رئیس جمهور عاقلی دارد*سند

ضمن نفی حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران،
«ایران عاقلانه رفتار می کند و رئیس جمهور عاقلی دارد، بطور کل شکل ایرانی ها با غربی ها فرق دارد، آنها تمام مسئولیت کارهای خود و عواقب آن را در نظر می گیرند.»

روزنامه "هاآرتص" جمعه 9 مارس(19 اسفند) نوشت: «رئیس سابق موساد گفته است که اکنون زمان حمله به ایران نیست.»
بر اساس این گزارش، "مئیر داگان" در گفتگو با شبکه آمریکایی سی بی اس ( CBS)گفت: «ایران عاقلانه رفتار می کند و رئیس جمهور عاقلی دارد، اساسا شکل ایرانی ها با غربی ها فرق دارد، آنها تمام مسئولیت کارهای خود و عواقب آن را در نظر می گیرند.»
داگان در ادامه ضمن اعتراف به کمک و حمایت رژیم صهیونیستی از مخالفان جمهوری اسلامی ایران، اضافه کرد: «غرب باید به جای علمیات نظامی به دنبال تغییر رژیم ایران باشد و اکنون وظیفه ماست که به هر کسی که آشکارا به مخالفت علیه رژیم ایران می پردازد، کمک و حمایت کنیم.»
هاآرتص در پایان نوشت: «در پایان این گفتگو وقتی که گزارشگر شبکه" "CBS از "مئیر داگان" پرسید آیا اسرائیل به معترضان انتخابات 2009 در ایران کمک کرده، وی از جواب دادن طفره رفت و پاسخی نداد.»

 

ایران



هاآرتص: ایران را با اینترنت بی‌ثبات کنید!

در شرایطی که رژیم صهیونیستی در پی لفاظی‌های ضدایرانی خود از مطرح بودن گزینه نظامی علیه ایران صحبت می‌کند، هاآرتص به استفاده از اینترنت برای ایجاد بی‌ثباتی در ایران پرداخت.

 روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" در گزارشی به قدرت جهان برای استفاده از اینترنت برای ایجاد ناپایداری در نظام ایران پرداخت که خلاصه این گزارش به شرح زیر است:
 
اقدام نظامی و سیاست "مهار و بازدارندگی" از طریق اعمال تحریم های اقتصادی بر ایران ممکن است تنها گزینه های موجود برای مقابله با جاه طلبی های برنامه هسته ای ایران نباشد. از دید ما یک گزینه سومی نیز وجود دارد که با اتخاذ آن احتمال تضعیف اساسی، مسالمت آمیز و سریع نظام ایران شدنی است و گزینه ای است که بر اساس باور ما تل آویو می تواند آن را وارد بازی کند. در این گزینه از قدرت اینترنت در قبال ایران استفاده می شود.
 
در ادامه این گزارش با اشاره به اینکه "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر رژیم صهیونیستی مدت هاست که قدرت اینترنت در تضعیف نظام ایران را دریافته، آمده است: در دسامبر سال 2009 میلادی روزنامه هاآرتص به نقل از نتانیاهو خطاب به کمیته دفاع و امور خارجی کنست (پارلمان اسرائیل) نوشت که استفاده از قدرت اینترنت و سایت اجتماعی "توئیتر" علیه نظام ایران یک موضوع فوق العاده ای است که آمریکا نیز می تواند آن را عملی کند.
 
این گزارش افزود: متاسفانه این اتفاق نیفتاد و در حالی که کنگره آمریکا نزدیک به 100 میلیون دلار را برای حمایت از این رویکرد اختصاص داد اما وزارت خارجه آمریکا اجرای این رویکرد را خنثی کرد و مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا اهمیت برنامه های محاصره فایروال را تقبیح کردند و این در حالی است که ما بر این باوریم که فایروال های اینترنتی ایران را می تواند سریعا و به طور قابل توجهی با استفاده از تخصیص حدود 20 میلیون دلاری که در شرایط فعلی بلا استفاده در بودجه وزارت خارجه آمریکا مانده است،‌ بی اثر کرد.
 
هاآرتص با اشاره به درخواست "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا از رژیم صهیوینستی در رابطه با صبر در استفاده از گزینه نظامی علیه ایران نوشت: به همین دلیل، ما بر این باوریم که اگر اسرائیل اجرای یک طرح ابتکاری قوی در رابطه محاصره فایروال در ایران را به عنوان نماد مهم عزم آمریکا در مقابله با ایران تعریف کند، در این صورت عدم اقدام سریع دولت آمریکا در این رابطه بسیار دشوار خواهد بود.
 

این روزنامه صهیونیستی در ادامه نوشت: چنین اقدامی به ایرانیان اجازه خواهد داد تا به سایت های "یوتیوب"،‌ "توئیتر" و "فیس بوک" دسترسی داشته باشند. این اقدام به سران جهان و نخست وزیر اسرائیل اجازه می دهد تا نشست های تعاملی شهری را با صدها هزار ایرانی که در فضای اینترنت نظارت و سانسور نمی شوند، مدیریت کند.



آیا سیا تفاوت میان 'تست انفجاری' با 'آزمایش سلاح هسته ای' را نمی داند؟

در ادعاهای اخیر منابع غربی درباره فعالیت خاک برداری ایران در پارچین به منظور پاک کردن آلودگی های رادیو اکتیور یک تناقض حیرت انگیز فنی وجود دارد.

alt

به نقل از ايران هسته اي ،از 3 روز پیش، بسیاری از منابع غربی از جمله آسوشیتدپرس، رویترز و سی ان ان در گزارش های متعدد ادعا کرده اند تصاویر ماهواره ای نشان می دهد تردد کامیون ها به تاسیسات پارچین شدت یافته است.

این رسانه ها ادعا کرده اند هدف این اقدام آن است که ایران می خواهد با خاک برداری، شواهد مربوط به آزمایش های هسته ای در این تاسیسات (آلودگی های رادیو اکتیو) را پاک کند تا بازرسان در بازدید آینده خود از پارچین قادر به کشف ردپای فعالیت های هسته ای نظامی ایران نباشند.

جالب است که حتی آمانو هم در سخنرانی افتتاحیه خود در نشست شورای حکام همین ادعا را تکرار کرده و گفته است که لازم است بازرسان هر چه سریع تر به پارچین بروند.

بسیار مهم است توجه کنیم، در تمام موارد، منابع غربی که این گزارش را منتشر کرده اند می گویند ایران در حال پاک کردن اثرات یک انفجار هسته ای در پارچین است.

اما نکته ای که در این میان ظاهرا حتی آمانو هم به آن توجه نکرده این است که نه آژانس و نه حتی سرویس های اطلاعاتی غربی هرگز ادعا نکرده اند که در ایران یک آزمایش انفجاری هسته ای انجام شده است.

اگر به ضمیمه گزارش نوامبر 2011 آژانس هم مراجعه کنیم می بینیم در پاراگراف 49 از این ضمیمه –یعنی تنها جایی که در آن از پارچین نام برده شده- تنها چیزی که ادعا می شود این است که ایران در پارچین محفظه های بزرگی ساخته است که در آن تست های انفجاری با قدرت بالا صورت می گیرد و آژانس هیچ بحثی درباره وقوع یک انفجار هسته ای در پارچین –که دارای آلودگی رادیو اکتیو باشد- مطرح نمی کند.

متن پاراگراف 49 از گزارش نوامبر 2011 آژانس چنین است: «ایران محفظه های بزرگ انفجاری ساخته است که آزمایش های هیدرودینامیکی در آن صورت گیرد. محفظه های انفجاری گفته می شود در سال 2000 در پارچین قرار داده شده اند. این سازه در آن زمان در حول یک شی استوانه ای در جایی در مجتمع نظامی پارچین احداث شد. همچنین یک شیار کوچک زمینی در میان سازه هایی که استوانه ها و ساختمان های اطراف کشیده شد که نشانگر استفاده احتمالی از مواد انفجاری قوی در این محفظه است. تصاویر ماهواره ای که در اختیار آژانس قرار گرفت با این اطلاعات همخوانی دارند. از مستندات مستقل از جمله مقالات کارشناسان خارجی که در پاراگراف 44 در بالا به آن اشاره شد آژانس می تواند اطلاعات مربوط به ساخت استوانه ها و برخی از طرح ها (مانند ابعاد) آن را تایید کند و اینکه، این سازه ها برای در برگرفتن انفجار 70 کیلوگرم از مواد منفجره درست شده بودند که این میزان مواد منفجره قوی برای انجام آزمایش هایی که در پاراگراف 43 در بالا به آن اشاره شد، مناسب باشد».

اکنون مسئله این است که تناقض میان این ادعای آژانس –که تازه برای اثبات آن هم هیچ دلیل وجود ندارد- و ادعاهای اخیر منابغ غربی را چگونه باید حل کرد؟ همه ادعای آژانس این است که ایران در پارچین تست های انفجاری انجام داده که می تواند بخشی از مطالعات برای ساخت سلاح هسته ای باشد. واضح است که تست مواد انفجاری هر چقدر هم پر قدرت باشد آلودگی رادیو اکتیو ایجاد نمی کند که حالا لازم باشد ایران با خاک برداری این آلودگی ها را پاک کند. آلودگی رادیو اکتیو در تاسیسات، تنها زمانی ایجاد می شود که یک سلاح هسته ای واقعی تست شده باشد که این چیزی نیست که هرگز آژانس یا هیچ کشور غربی دیگر، آن را ادعا کرده باشد.

بنابراین نتیجه این است که ادعاهای اخیر درباره آغاز عملیات خاک برداری در پارچین به منظور پاک کردن شواهد انفجار هسته ای در پارچین چیزی بیش از یک گاف فنی احمقانه نیست. حتی اگر همه ادعاهای آژانس درست باشد باز هم معنا ندارد که ایران بخواهد با خاک برداری آلودگی رادیو اکتیو در تاسیسات پارچین را پاک کند چرا که تست های انفجاری با قدرت بالا اساسا هرگز آلودگی رادیو اکتیو ایجاد نمی کند و تنها آزمایش سلاح هسته ای است که می تواند چنین آلودگی در پی داشته باشد!

ساده ترین نتیجه ای که می توان گرفت این است که آمانو چنان در تکرار ادعاهای غربی ها درباره ایران عجول است که حتی فراموش می کند به گزارش های قبلی خودش هم نگاهی بیندازد!


ضدانقلاب:سبزها در رسانه هم شکست خوردند

یکی از سایت های ضد انقلاب با اشاره به تعطیلی شبکه تلویزیونی رسا متعلق به فتنه گران آن را شکست دیگری برای فرقه سبز ارزیابی کرد.

http://www.mahdodeh.com/Images/News/Smal_Pic/26-11-1390/IMAGE634649073548046026.jpgبه گزارش«محدوده»،سایت ضد انقلابی گویا نیوز در مطلبی با اشاره به عملکرد ضعیف این رسانه فتنه گر، ضعف مفرط در برنامه سازی، کیفیت نازل بخش های خبری ، استفاده نکردن از نیروهای حرفه ای، پایین بودن کیفیت تصاویر و به طور کلی در نظر نگرفتن معیارهای ضروری حرفه ای و مدرن بین المللی برای راه اندازی و ادامه کار یک تلویزیون ماهواره ای را از مهمترین عوامل تعطیلی این رسانه دانست.

این سایت همچنین عدم موفقیت در جذب مخاطب توسط شبکه رسا را مورد اشاره قرار داد و تصریح کرد که تنها عوامل حرفه ای در تعطیلی این رسانه نقش نداشته بلکه این رسانه همچون خاتمی رفتار های زیگزاگی داشته است.

این سایت در این زمنیه تصریح کرد:اعلام تعطیلی تلویزیون رسا پس از شرکت سید محمد خاتمی در انتخابات دوره نهم مجلس که شکست مدیریت اصلاح طلبانه دوم خردادی بر بخش سیاسی جنبش سبز به شمار می آید، شکست همین مدیریت در بخش رسانه ای جنبش سبز نیز محسوب می شود.





áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 3:15 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر

شنبه بیست و هشتم آبان 1390

سربلندی ملت ایران ثمره مقاومت‌ها در برابر نابرابری‌ها بود

جانشین فرمانده کل سپاه با اشاره به عزت و سربلندی امروز ملت ایران و آغاز روند سقوط قدرت‌های استکباری گفت: این سربلندی امروز ملت ایران نتیجه مقاومت‌های مانند عملیات سوسنگرد است که سال‌ها قبل در اوج نابرابری‌ها اتفاق افتاد.

جانشین فرمانده کل سپاه با اشاره به عزت و سربلندی امروز ملت ایران و آغاز روند سقوط قدرت‌های استکباری گفت: این سربلندی امروز ملت ایران نتیجه مقاومت‌های مانند عملیات سوسنگرد است که سال‌ها قبل در اوج نابرابری‌ها اتفاق افتاد.

سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه صبح امروز در همایش آزاد سازی سوسنگرد که در ستاد فرماندهی سپاه برگزار شد اظهار داشت: معمولا در تاریخ جوامع بشری لحظات ارزش‌های متفاوتی دارند که برخی از این لحظات تقومی بوده و تاثیر در این مجامع ندارند اما برخی لحظات به اندازه سرنوشت ابدی برای یک جامعه ارزشمند است و حوادث نیز گاهی پیوند عمیقی با حیات یک ملت دارند.
سردار سلامی با بیان اینکه جنگ‌ها وقتی در مقیاس ملی می‌افتند صحنه‌های حیاتی می‌شوند که بقای یک ملت را به خود متکی می‌کنند، افزود: حوادث بزرگ هیچ گاه در گورستان تاریخ دفن نمی‌شوند و یکی از دقیق‌ترین مثال‌های را می‌توان در این خصوص به آن اشاره کرد موضوع عاشورا است که هر ساله نه تنها کهنه‌تر نمی‌شود بلکه زنده‌تر شده و با شور و حرارت بیشتری در جامعه گسترش می‌یابد.
وی دفاع مقدس را امتداد بسط یافته‌ای از عاشورا دانسته و گفت: دفاع مقدس حادثه حیاتی در تاریخ اسلام و ایران است که به دست ملت عزیز ما شکل می‌گرفت.
جانشین فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد: در هر جنگی فاز اولیه آن مرحله‌ای تعیین کننده است که دشمن تلاش می‌کند طی آن موازنه را به نفع خود به هم زده و شرایط را برای پیروزی سریع و قاطع مهیا کند و در عین حال ایده ‌آل برای او این است که طرف مقابل را به سمت عدم تعادل برد.
سردار سلامی ادامه داد: هر ملتی بتوان سازهای روانی و فیزیکی خود را در این فاز اولیه جنگ مستحکم کند کار بزرگی کرده و ما در دفاع مقدس نیز شاهد یک خطر سرنوشت ساز در مرحله اولیه بودیم که اگر نیروی الهی و ظرفیت ناشناخته‌ای به نام ولایت و پذیرش آن توسط جامعه نبود. بی شک دچار یک بی تعادلی بازگشت ناپذیر می‌شدیم.
وی با بیان اینکه دفاع مقدس سرشار از نقاط زرین و قله‌های رفیع و مثال زدنی است یکی از این مقاطع مهم را فتح سوسنگرد عنوان کرد و افزود: مدیریت عالی دفاع واکنش مردم و قوای مسلح توانست موازنه را به نفع جبهه اسلام تغییر بده و جنگ را طولانی‌تر کند.
سردار سلامی خاطرنشان کرد: مدافعان سوسنگرد کمتر از ۶۰ نفر بودند و این در حالی است که آتش دشمن از همه جا سرازیر بود و اگر این وضعیت ادامه می‌یافت موجب ایجاد یک شکاف استراتژیک در جبهه‌ها می‌شد که در این میان نقش رهبر معظم انقلاب به همراه شهید چمران و آن پیام تاریخی حضرت امام که فرمودند "سوسنگرد باید تا فردا آزاد شود" بسیار تعیین کننده است البته نباید همت والای رزمندگان لشکر ۹۲ زرهی، هوانیروز، سپاه، عشایر و بسیج مردمی فراموش شود که همه با هم در واکنش به این پیام امام (ره) اولین نقاط قطعی ناامیدی را در ذهن دشمن نقش بستند.
وی تاثیر عملیات آزاد سازی سوسنگرد را بسیار وسیع و دارای یک ارزش استراتژیک علی رغم موقعیت محدود آن دانست و افزود: سوسنگرد کلید جبهه‌های جنوب و تمام جبهه‌ها بود. چرا که اگر این اتفاق نمی‌افتاد و اهواز تهدید می‌شد شاید سرنوشت جنگ در امتدادی دیگری شکل می‌گرفت.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: با این تاریخچه پر افتخار امروز ایران اسلامی پس از ۳ دهه در اوج قدرت نمایی تهدیدات و در متن طوفان‌ حوادث سنگین به عنوان کشوری سربلند و تابناک افق‌های موفقیت را ترسیم کرده و به سمت قله‌های سربلندی که شایسته ملت ایران است حرکت می‌کند.
جانشین فرمانده کل سپاه در پایان اظهار داشت: اینها در حالی که ما امروز شاهد روند رو به افول قدرت‌های استکباری بوده و آغاز پایان سلطه آنها را تجربه می‌کنیم. اینها نتایج همان مقاومت‌های است که سال‌ها قبل در اوج نابرابری‌ها اتفاق افتاد.

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 2:39 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر

شنبه بیست و هشتم آبان 1390

اپوزيسيون:آقاي گنجي خود شيفته!،بفرمائيد ته صف!


خوش خدمتي هاي فتنه گران اين ايام چنان براي غرب شدت يافته كه حتي صداي ديگر نيروهاي اپوزيسيون رانيز در آورده است.

يكي از سايت هاي اپوزيسيون در مقاله اي در واكنش به اظهارات و نوشته هاي اخير اكبر گنجي با انتقاد از تلاش هاي وي براي قهرمان سازي از خود نوشت، دير تشريف‌فرما شده‌ايد آقای گنجی! لطفاً ته صف.
سايت گويا در مقاله خود با بيان اينكه انتقادات امروز اكبر گنجي از نظام جمهوري اسلامي به دليل كنار رفتن آنان از چرخه قدرت در ايران بوده،جنس اعتراضات وي را نوعي طلبكاري خواند و نوشت اين طلبكاري تنها مزدِ بريدن و پرت شدن از دايره‌ی قدرت است.
نويسنده اين مقاله در ادامه با خودشيفته خواندن اكبر گنجي نسبت به كار بردن ضمير اول شخص جمع "ما" به جاي "من" توسط وي نوشته است،گنجي يا اين ضمير را جهتِ تعظيم و تفخيم خود بكار مي برد و يا خود را نماينده‌ رسمی يا غير‌رسمی برخي افراد مي داند كه در ۲ حالت از خودشيفتگي وي حكايت دارد.مضاف بر اينكه مشکل از آن‌جايی آغاز می‌شود که ايشان صدای خود را سنجشِ جريانِ داخلِ ايران می‌انگارند.
سايت گويا در ادامه با اشاره به ادعاهاي گنجي مبني بر متحمل شدن شكنجه ها در زندان هاي ايران نسبت به ادعاهاي وي ابراز ترديد كرده و نوشته است كه وي به دنبال قهرمان سازي جعلي از خود است.
اين سايت مي نويسد:اکبر گنجی با گفتن نيمی از واقعيت به دست‌کاری حافظه و روايتِ واژگون از تاريخِ زندان و حبس بر می‌خيزد. اين قهرمان‌سازی جعلی، يك بی‌عدالتی است.
نويسنده اين سايت در ادامه از گنجي مي پرسد: به راستی زمانِ ثبتِ خاطرات زندان شما کی فرا می‌رسد؟ بهتر نبود با بيانِ دورانِ حبس‌تان خواننده‌ی تاريخِ واقعی زندان را به قضاوتی منصفانه از "تاريک‌خانه‌ی اشباح" واقعی فرا می‌خوانديد؟ تا دانسته شود در زندان با شما چه کرده و بر شما چه رفته؟ تا بدين وسيله اندکی از تفاوت زنداني شدن خود را بنويسد؟!
اين سايت همچنين در خاتمه گنجي و امثال وي را دچار خودشيفتگي بدخيم دانسته و تصريح كرده است كه آنان در صف اپوزيسيون بايد فقط ته صف بايستند.

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 2:39 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر

یکشنبه بیست و دوم آبان 1390

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 6:37 قبل از ظهر ÊæÓØ منتظر

یکشنبه بیست و دوم آبان 1390

ایمیل اشتباهی، جلسات مشترک بی‌بی‌سی و صهیونیست‌ها را فاش کرد

یک ایمیل داخلی که اشتباها به بیرون درز کرده نشان می‌دهد که چگونه رسانه‌های اصلی بریتانیا همانند بی بی سی، اسکای نیوز و فایننشال تایمز براساس سیاست‌های یک گروه لابی اسراییلی عمل می‌کنند.

به گزارش کلمه، این ایمیل که اشتباها توسط مدیر فعلی گروه لابی "مرکز ارتباطات و تحقیقات بریتانیا و اسراییل" (BICOM) به فردی در مطبوعات فرستاده شده، نشان می‌دهد که چگونه مدیران بی بی سی و اسکای روایت خود از ماجراها را براساس نظرات این گروه تغییر می‌دهند.‌

مدیر این گروه، لورنا فیتزیمنس، از اعضای سابق پارلمان بریتانیا از حزب کارگر است که به داشتن دیدگاه‌های نومحافظه کارانه و جنگ‌طلبانه نیز مشهور است.

وی همان کسی است که در کنفرانسی در لندن در سال گذشته گفته بود که "افکار عمومی، سیاست خارجی در بریتانیا را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؛ چرا که سیاست خارجی یک مسئله مربوط به الیت (نخبگان) است. "

در ایمیل منتشر شده توسط وب سایت پریزن پلنت آمده است که سردبیران و برخی روزنامه نگاران بی بی سی و اسکای به طور مرتب با این گروه ملاقات می‌کنند و توسط اعضای این گروه در مورد اتفاقات جاری توجیه (بریف) می‌شوند که چگونه مطلوبترین خط خبری قابل اجرا در پیش گرفته شود.

مسایلی مانند چگونگی برخورد با تغییرات در خاورمیانه، رفتار خبرنگاران بی بی سی در سرزمین‌های اشغالی، محاصره سفارت اسراییل در مصر و... از برخی موارد بررسی شده در جلسات فی‌مابین بوده است.

گروه مذکور توسط فردی به نام پوجو زابولدویچ از یهودیان صهیونیست ساکن لندن حمایت می‌شود که از ثروتمندترین افراد انگلیسی و حامی سه حزب اصلی سیستم سیاسی بریتانیا محسوب می‌شود.

به نوشته وب سایت افشاکننده این ایمیل، جلسات مذکور نشان دهنده تاثیر زیاد لابی‌های اسراییلی در چگونگی پوشش اخبار مربوط به ایران به ویژه در جریان تبلیغات شدید مبنی بر حمله احتمالی به این کشور و توضیح دهنده رفتار خصمانه این رسانه‌ها علیه ایران می‌باشد.

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 6:37 قبل از ظهر ÊæÓØ منتظر

یکشنبه بیست و دوم آبان 1390

مصاحبه نماینده مجلس باسایت ضدانقلاب

درحالی که بارها سایت های ضدانقلاب فارسی زبان بارها از چهره های سیاسی کشور سواستفاده کرده اند بار دیگر دو عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با یک سایت تابلو دار وابسته به سازمان جاسوسی امریکا گفتگو کرده اند.

اعضای کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با "روز" تازه ترین گزارش آژانس بین المللی اتمی درباره فعالیت های هسته ای را مغرضانه و دارای اهداف سیاسی خوانده و گفته اند این گزارش غیر حقوقی و غیر واقع بینانه است و توسط امریکایی ها و اسرائیلی ها تنظیم و به وسیله یوکیا آمانو منتشر شده است.

alt


هرچند روزانلاین نتوانسته است از این دو نماینده موضوعی علیه کشورمان استخراج کند ولی اصل مصاحبه با یک سایت ضدانقلاب تایید آن رسانه است.

به خصوص آنکه کاریکاتورهای موهن این سایت ضدانقلاب بارها مقدسات مردم ایران را به تمسخر گرفته است و اگر آقایان "حسن ابراهیمی" و " سیدحسین نقوی حسینی" مسئولیتشان "نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و دبیر و سخنگوی کمیته حقوق بشر کمیسیون امنیت ملی مجلس" نبود بازهم می شد توجیحی مبنی بر عدم شناختن ماهیت این سایت ضدانقلاب تراشید ولی حالا دیگر این امر هم ممکن نیست!

ابراهیمی و تقوی در حالی برای امریکا در گفتگو با روزآنلاین شاخه و شانه کشیدند که این سایت می خواهد با گفتگو گرفتن با چهره های درون نظام و انتشار آن برای خودش اعتبار کسب کند، اعتباری که بعد از فتنه 88 به پایین ترین حد ممکن رسیده است.

پیش از این نیز چند بار چند نماینده مجلس با سایت های ضدانقلاب نظیر روز مصاحبه کرده بودند و بعد از آنکه نشانه های سواستفاده از حرفهایشان را دیدند تکذیبیه ای صادر کردند.

برای نمونه سایت روزآنلاین 6 ژولای (15 تیر) نوشت: «نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با "روز" اعلام کردند تخلف انتخاباتی دولت و همچنین عدم بی طرفی شورای نگهبان در انتخابات 88 باید مورد بررسی قرار گیرد».

روزآنلاین افزود: «عوض حیدرپور، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس به "روز" می گوید تخلف انتخاباتی دولت در پرداخت سهام عدالت باید مورد بررسی قرار گیرد و بعد از اعلام نتیجه هیات تحقیق و تفحص، اگر تخلف احراز شود به قوه قضائیه ارجاع شود».

در ادامه این گزارش آمده است: «سید سلمان ذاکر، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نیز به "روز" می گوید شورای نگهبان باید در مورد کاندیداها به صورت یکسان و عادلانه وارد شود و تبعیضی صورت نگیرد و سخنان آقای فولادگر مبنی بر عدم رعایت بی طرفی هم نیاز به بررسی و تحقیق دارد؛ نمیتوان بدون بررسی حرف زد».

روزآنلاین با سوء استفاده از سخنان این دو نفر، نوشت: «با گذشت دوسال از انتخابات مخدوش ریاست جمهوری دهم، نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر نکاتی دست می گذارند که پیش از این از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان برخی نشانه های تقلب در انتخابات 22 خرداد اعلام شده بود».

گفتنی است، مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب و معاند به نفع آن رسانه هاست، بنابراین آقایان حیدر پور و ذاکر باید درصورت انجام چنین مصاحبه ای کاملا مواظب باشند تا دیگر به گونه ای سخن نگویند تا مورد سوء استفاده دشمنان قرار بگیرد. در ضمن طرح این مطالب در شرایط کنونی چیزی جز آب به آسیاب دشمن ریختن نیست.

قابل توجه اینکه این ادعاهای کذب پیشتر هم از سوی سران فتنه مطرح شده بود اما نتوانستند دلیلی بر آن ارائه دهند.

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 6:37 قبل از ظهر ÊæÓØ منتظر

یکشنبه بیست و دوم آبان 1390

يكي بياد منو بگيره وگرنه...!

کیهان:

يك روزنامه نگار صهيونيست، تهديدهاي اسرائيل عليه ايران را به تمسخر گرفته و آن را خارج از حد و توان اين رژيم خواند.
اوري آونري، عضو پيشين كنست (پارلمان) رژيم صهيونيستي در تحليلي با عنوان «منو بگير!» نوشت: همه اين صحنه مدرسه را به ياد دارند. پسركوچكي با بزرگتر از خودش دعوا مي كرد. رو به سر رفيقش داد مي زد «منو بگير، قبل از آن كه كاري دستش بدهم»! از قرار معلوم دولت اسرائيل هم در چنين راهي افتاده است. هاآرتص صفحه اول خود را به تصويرهاي هفت وزير مهم (گروه هفت نفره امنيتي) با حروف درشت مزين كرده و مي نويسد كه سه نفر با حمله موافق و چهار نفر ديگر مخالف اند. يك ضرب المثل آلماني مي گويد «انقلابي كه پيشاپيش خبرش را بدهند، سر نخواهد گرفت.» در مورد جنگ هم، چنين است. داگان رئيس پيشين موساد چنين ايده اي را ابلهانه ترين ايده ناميده است. هفته گذشته انبوهي از خبرها حاكي از آزمايش موشكي اسرائيل و انجام رزمايش ارتش ما در جزيره ساردين ايتاليا و... به رسانه ها درز كرد. همه شواهد ناظر بر اين است كه تمام اين جاروجنجال ها دوز و كلك است. اين يك شگرد كهنه اسرائيلي است.
وي ادامه مي دهد: بسيار خوب، بگذاريد براي لحظه اي جدي باشيم. اسرائيل به ايران حمله نخواهد كرد. از سال 1956 و ماجراي سوئز، اسرائيل هرگز عمليات نظامي بارزي بدون كسب نظر موافق قبلي آمريكا انجام نداده است. آمريكا، تنها پشتيبان قابل اتكاي اسرائيل در جهان است. (شايد افزون بر جزيره فيجي، ميكرونزيا، جزائر مارشال و پالائو!). گسستن اين ارتباط به معني بريدن رشته زندگي ماست. براي چنين كاري لازم است كه كمي بيشتر از خل باشي. بايد ديوانه محض شده باشي. از اين گذشته اسرائيل بدون پشتيباني نامحدود آمريكا نمي تواند جنگ بكند.
اوري آونري مي افزايد: بياييد نگاهي به يك نقشه بياندازيم. پيش از شروع هر جنگي، اين كار توصيه شده است. نخستين چيزي كه توي چشم مي زند، تنگه باريك هرمز است. يك سوم نفت حمل شده از طريق درياها از اين تنگه مي گذرد، كل صادرات نفت عربستان، كشورهاي خليج فارس، عراق و ايران از اين راه باريك دريايي گذشته و در تيررس قرار دارد. واژه «باريك»، كمترين چيزي است كه مي شود گفت. پهناي اين آبراه 35 كيلومتر است. هنگامي كه اولين هواپيماي اسرائيل وارد فضاي ايران شود، اين تنگه بسته خواهد شد. نيروي دريايي ايران داراي قايق هاي موشك انداز بسياري است، ولي نيازي به آنها نخواهد بود. موشك هاي مستقر در زمين كافي است.
نويسنده صهيونيست يادآور شد: هم اكنون جهان در آستانه دوزخ تلوتلو مي خورد. سقوط، يونان كوچك و همراه با آن، بخش عمده اي از اقتصاد جهان را تهديد مي كند. حذف يك پنجم نفت مصرفي ملت هاي صنعتي فاجعه اي به بار خواهد آورد كه حتي تصورش را هم نمي توان كرد. گشايش تنگه با زور به عمليات نظامي عمده اي نياز خواهد داشت كه همه بدبياري هاي آمريكا در عراق و افغانستان را تحت الشعاع قرار خواهد داد. آيا آمريكا توانايي چنين كاري را دارد؟ يا ناتو؟ ايران كشور بزرگي است، تاسيسات هسته اي در پهنه كشور پراكنده اند و عمدتا در زير زمين قرار دارند. حتي با بمب هاي نفوذي ويژه كه آمريكاييان در اختيار بگذارند، فقط ممكن است تلاش هاي ايران را به تاخير اندازد- يعني در وضعيتي كه قرار دارند، نگاه داشت- آن هم براي چند ماه. براي چنين نتيجه ناچيزي، بهاي بسيار گزافي بايد پرداخت. علاوه بر اين، كاملا مسلم است كه با آغاز جنگ، اسرائيل موشك باران خواهد شد. نه فقط از ايران، بلكه همچنين از سوي حزب الله و شايد حماس. ما دفاع مناسبي براي شهرهايمان نداريم. ميزان كشته و نابودي ما كمرشكن خواهد بود.
عضو سابق «كنست» با بيان اينكه «حرف زدن درباره جنگ، براي اسرائيل مصرف سياسي داخلي دارد»، نوشت: هفته گذشته جنبش اعتراضات اجتماعي در تل آويو دوباره جان گرفت. پس از وقفه دوماهه، توده ها در ميدان رابين در تل آويو گرد هم آمدند. اين تظاهرات كاملا چشمگير بود. چرا كه در همان روز راكت هاي بسياري روي شهرهاي نزديك غزه پرتاب شد. تاكنون، در شرايط مشابهي، همواره تظاهرات را لغو مي كردند. مشكلات امنيتي همه چيز را به فراموشي مي سپرد. ولي اين بار، نه، دست كم يكصد هزار نفر و اغلب آنها هم جوان بودند. معلوم بود اعتراض ها تحليل نرفته است. بنابراين بايد درباره تهديد خارجي صحبت كرد.
خاطرنشان مي شود ايهود باراك با اشاره به انتشار انبوهي از اين تحليل ها و تحليل هاي مشابه در محافل سياسي و مطبوعاتي رژيم صهيونيستي گفته است: هنگامي كه مي شنويم يك روزنامه نگار ارشد به ملت مي گويد اگر جنگي با ايران درگير شود احتمال دارد يك صد هزارنفر كشته شوند و يا يك روزنامه مهم و پرتيراژ ادعا مي كند احتمال دارد اسرائيل نابود شود و يا يك عضو مهم «كنست» مي گويد در صورت جنگ با ايران، آنقدر افراد كشته خواهند شد كه محملي براي دفن آنها وجود نخواهد داشت بايد بپرسيد اين ها درباره چه سخن مي گويند و چرا بذر وحشت را مي كارند. كسي كه مي انديشد من و نخست وزير اسرائيل نشسته ايم و برنامه حمله به ايران را مطرح كرده ايم، هذيان مي گويد

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 6:37 قبل از ظهر ÊæÓØ منتظر

یکشنبه بیست و دوم آبان 1390

نمایش "شکارچی شنبه" در دانشگاه‌ها

بعد از پایان اکران فیلم "شکارچی شنبه" ساخته پرویز شیخ طادی، این فیلم به ‌طور گسترده در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه سراسر کشور اکران می‌شود.
به گزارش مهر، محسن صادقی مدیرعامل شرکت پخش فیلم جبرائیل که مسئولیت پخش "شکارچی شنبه" را برعهده دارد، با بیان این مطلب گفت: از روز چهارشنبه هفته گذشته اکران این فیلم در سینماهای تهران پایان پذیرفت و ما درنظر داریم فیلم را در دانشگاه‌ها به طور گسترده اکران کنیم.
وی افزود: البته اکران خصوصی این فیلم برای دانشجویان دانشگاه‌های مختلف از هفته سوم اکران در سینماها آغاز و در همین مدت در دانشگاه‌هایی همچون امام صادق(ع)، شهید بهشتی، تهران، علمی‌کاربردی، علامه طباطبائی، علوم انتظامی، اردبیل، اهواز و چند دانشگاه دیگر و نیز حوزه‌های علمیه مشهد و مشکات تهران اکران شده که در دو دانشگاه هنر و امام صادق(ع)، دانشجویان از کارگردان و بازیگران فیلم هم تجلیل کردند.
صادقی با اشاره به استقبال خوب دانشجویان از "شکارچی شنبه" گفت: این فیم اولین اثر سینمایی درباره ریشه های فکری صهیونیسم است و جامعه دانشجویی کشور اهمیت این موضوع را درک کرده و ما وظیفه داریم به درخواست آنها برای اکران و نقد و بررسی فیلم در دانشگاه‌ها پاسخ دهیم.
مدیرعامل موسسه سینمایی جبرائیل از درخواست حدود 30 دانشگاه برای اکران و نقد و بررسی این فیلم خبر داد و از جمله این دانشگاه‌ها به دانشگاه شهید عباسپور تهران، آزاد گوهردشت، دانشگاه‌های امام خمینی(ره) و آزاد قزوین، دانشگاه‌های دولتی و پیام نور شیراز، علامه طباطبائی، خواجه نصیر طوسی، اصفهان، کاشان، تبریز، سبزوار، فردوسی مشهد، شهید باهنر کرمان، آزاد کردستان، صنعتی شاهرود و علوم پزشکی همدان اشاره کرد.
وی با بیان اینکه متاسفانه هنوز دانشگاه‌های ما آنطور که باید با سینما رابطه ندارند و هنوز فیلم‌های سینمایی نتوانسته‌ مورد توجه فضاهای دانشجویی قرار گیرد، گفت: ما از این فرصت استفاده کردیم و برای اولین بار یک فیلم را در سطح دانشگا‌ه‌ها و حوزه‌های علمیه اکران کرده و توانستیم فیلم را از محدوده سینماها خارج کرده و به میان دانشجویان ببریم.
صادقی ادامه داد: البته باید توجه داشته باشیم که این فیلم هنوز در شهرستان‌ها هم اکران نشده و اگرچه درخواست‌های متعددی هم از سینماهای شهرستان‌ها برای اکران فیلم وجود دارد ولی تا وقتی دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه متقاضی اکران فیلم باشند اکران آن در شهرستان‌ها صورت نخواهد گرفت.
مدیرعامل شرکت پخش فیلم جبرائیل همچنین از آمادگی این موسسه در هفته بسیج برای اکران فیم در ارگان‌ها و پایگاه‌های بسیج خبرداد.

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 6:37 قبل از ظهر ÊæÓØ منتظر

یکشنبه بیست و دوم آبان 1390

اطلاع‌رساني يا تنفس مصنوعي به جريان فتنه؟

طرح مجدد عوامل فتنه و كانديداهاي شكست خورده انتخابات 88 در سايت منتسب به آقاي هاشمي رفسنجاني با بازنشر برخي اخبار مربوط به گذشته به بهانه بازخواني خاطرات، همچنان ادامه دارد.

 

در حالي كه انتقادهاي زيادي در مورد مطالب منتشر شده در سايت آقاي هاشمي در طي دو سال گذشته عنوان شده و رسانه‌هاي انقلابي با اظهار نارضايتي از اين روند، در مورد گردانندگان اين سايت و نظر هاشمي در اين زمينه سؤال‌ها و ابهاماتي مطرح كرده‌اند، اين رويه نه تنها اصلاح نشده و آقاي هاشمي نيز در اين زمينه توضيح نداده است، بلكه حمايت از عوامل فتنه با قوت بيشتري ادامه دارد.

در اين زمينه، حتي برخي اخبار گذشته در قالب روزشمار مانند "پيش‌بيني دانشمندان شوروي: باران زيادي خواهد باريد" به نقل از عوامل فتنه عنوان مي‌شود كه به‌نحو خنده‌داري سعي در زنده نگه داشتن اين عوامل دارد.

گفتني است مدير اين سايت كه پس از انتخابات 88 به خارج از كشور متواري شده و ظاهراً در انگلستان جا خوش كرده و حتي از مجمع تشخيص مصلحت نظام، حقوق هم دريافت مي‌كند، با انتشار اخباري همسو با عناصر ضد انقلاب خارج‌نشين به اشكال مختلف عامل اصلي فتنه 88 را حمايت و تمجيد مي‌كند.

با توجه به انتساب اين سايت به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام اين انتظار به‌طور جدي وجود دارد كه وي با ملاحظه مطالبي از اين دست، موضع رسمي خود را اعلام كند، چرا كه سكوت فعلي به معناي تأييد روند موجود و تلاش براي احياي عناصر و كليد واژه‎هاي جريان فتنه است

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 6:37 قبل از ظهر ÊæÓØ منتظر

شنبه بیست و یکم آبان 1390

پاس‌كاري با جريان نفوذي


آقاي هاشمي رفسنجاني كه در طي هفته‌هاي گذشته به‌طور محسوسي فعال شده و پس از يك مدت سكوت، مسائلي را در مورد سلامت انتخابات عنوان مي‌كند، در جديدترين اين اظهارات، عنوان كرده كه بايد بدون واهمه و شجاعانه با انحراف برخورد كرد.
اين اظهارات در حالي مطرح مي‌شود كه كنار بدبيني‌هايي كه ممكن است نسبت به اين نظر به‌طور طبيعي ايجاد شود، مي‌توان اميدوار بود كه آقاي هاشمي بدون واهمه با انحراف منسوبين و اطرافيان خود برخورد كند.

در عين حال، انحراف‌هاي منسوبين و اطرافيان آقاي هاشمي منحصر به امروز و ديروز نيست، بلكه با مرور سياست‌هاي دولت وي كه نتيجه طبيعي آن اشرافي‌گري، حركت به سمت توسعه فارغ از تعالي،‌ ناديده‌انگاري تهاجم فرهنگي، افزايش شكاف ميان دولت و ملت، بروز ناآرامي‌هاي اجتماعي و روي كار آمدن دولت وابسته‌گرا متشكل از عمدتاً مديران دولت موسوم به سازندگي بود، همچنين سكوت وي در قبال انحراف‌هاي دولت موسوم به دوم خرداد و اوج اين انحراف‌ها از خط اصيل انقلاب در فتنه 88 به موارد متعددي برخورد مي‌كنيم.

مهدي هاشمي بر اساس اعتراف‌هاي مجرمان فتنه از قبل از انتخابات در كميته صيانت از آرا و القاي دروغ بزرگ تقلب در انتخابات نقش محوري داشته و پس از انتخابات نيز در سازماندهي ميداني آشوب‌ها فعال بود كه بيش از دو سال است كه از كشور خارج شده و علي‌رغم احضار رسمي قضايي از بازگشت به كشور خودداري مي‌كند.

همسر آقاي هاشمي روز انتخابات پس از انداختن رأي در صندوق مدعي شد كه اگر موسوي به‌عنوان رئيس‌جمهور معرفي نشود،‌ در انتخابات تقلب شده و مردم بايد به خيابان‌ها بريزند.

خانم فائزه هاشمي در اغلب تجمع‌هاي غيرقانوني پس از انتخابات حضور داشته كه تاكنون دو بار در همين تجمع‌ها بازداشت شده است. وي در تجمع مقابل صداوسيما از آشوب‌گران خواست كه تا ابطال انتخابات، خيابان‌ها را ترك نكنند.

شخص آقاي هاشمي نيز در نامه 19 خرداد به رهبر معظم انقلاب كه به نامه "بدون سلام و والسلام" معروف شد، با استفاده از تعبير "آتش‌فشان‌هاي درون سينه‌ها" عملاً‌ از آشوب‌هاي بعد از انتخابات خبر داد كه بخش عمده‌اي از ناظران سياسي معتقدند اين نامه، نوعي فرمان آشوب بود.

انحراف‌هاي منسوبين و اطرافيان آقاي هاشمي كه در مواردي به‌دليل اين سوء مجاورت دامن شخص آقاي هاشمي را نيز گرفت، آن‌قدر بيّن بود كه مجلس خبرگان هم كه متشكل از فحول و علماي امت هستند و هميشه تلاش مي‌كردند به‌دليل سوابق انقلابي آقاي هاشمي، حرمت وي را حفظ كنند، تصميم گرفتند در زمينه رياست او بر مجلس خبرگان تجديد نظر كنند.

اما هاشمي رفسنجاني در اظهارات جديد خود براي انقلاب و ولايت فقيه نيز اظهار نگراني كرده و گفته كه "بايد از آسيب رسيدن به عمود خيمه انقلاب و ولايت فقيه جلوگيري كنيم"، كه اين اظهارنظر نيز اگرچه در مقام ادعا، اصولي است اما نبايد عمل گوينده طوري باشد كه برداشت تعارض ميان گفته و عمل ايجاد شود، چرا كه در روز عاشورا كه شعار "مرگ بر اصل ولايت فقيه" داده شد و خانم فائزه هاشمي نيز در اين تجمع براندازانه حضور داشت و فيلم‌هاي آن نيز منتشر شد، اثري از نگراني آقاي هاشمي براي ولايت فقيه ديده نشد و در روزي كه به تصوير امام راحل جسارت كردند، اعتراضي از او شنيده نشد.

در عين حال، جلوي ضرر از هر كجا كه گرفته شود، منفعت است، هيچ‌كس دوست ندارد كه آقاي هاشمي بيش از اين از خط انقلاب فاصله بگيرد، بنابراين، اگر ايشان تصميم گرفته است كه بدون واهمه و شجاعانه اشتباه‌هاي خود و انحراف‌هاي منسوبين و اطرافيانش را جبران و با آن‌ها مرزبندي كند، آغوش انقلاب و ياران انقلاب باز است، اما اگر اين فضاسازي‌ها نوعي فرار به جلو است و در شرايطي كه جريان فتنه از كارآمدي مهره‌هايي مانند موسوي، خاتمي و كروبي كاملاً‌ نااميد شده و مي‌خواهد ظرفيت آقاي هاشمي را به نفع خود در راستاي تحركات انتخاباتي فعال كند، به بركت فتنه 88 فضا آن‌قدر شفاف شده است كه مردم بتوانند بازيگري و لفاظي را از واقعيت تشخيص بدهند.

اما از سوي ديگر، احتمال ديگري نيز كه وجود دارد، پاس‌كاري جريان منحرف نفوذي در دولت و جريان فتنه با يكديگر است كه عقبه‌هاي مشتركي نيز با برخي نزديكان آقاي هاشمي دارند، به‌طوري كه جريان نفوذي كه گفتمان و ويترين غالب دولت را تغيير داده است، مي‌كوشد با مصادره كردن جريان سوم تير و پاس‌كاري با جريان فتنه، سرمايه اجتماعي جريان اصيل سوم تير را نيز نابود كند.

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 9:53 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر

شنبه بیست و یکم آبان 1390
رئیس کمیته دفاعی مجلس:
تهدیدها تأثیری در روند هسته‌ای ایران ندارد/ آمریکا در ضعیف‌ترین مقطع به ‌سر می‌برد

رئیس کمیته دفاعی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: آمریکا در ضعیف‌ترین مقطع در دهه‌های اخیر قرار دارد و تهدیدها هیچ تأثیری در روند هسته‌ای جمهوری اسلامی ندارد.

خبرگزاری فارس: تهدیدها تأثیری در روند هسته‌ای ایران ندارد/ آمریکا در ضعیف‌ترین مقطع به ‌سر می‌برد

غلامرضا کرمی در کرمان اظهار داشت: گزارش آمانو یک گزارش سیاسی زیر نفوذ آمریکایی‌هاست.


 


* آمانو به گزارش خودساخته آمریکا استناد کرده است


وی افزود: مواردی که در این گزارش ذکر شده است بر مبنای ادعایی است که در چند سال گذشته آمریکا برای فضاسازی علیه جمهوری اسلامی انجام دادند و اعلام کردند که یک لپ‌تاپ از جای مخفی به دست آورده‌اند.


کرمی گفت: آنها مدعی بودند که این لپ‌تاپ مطالبی دارد که نشان می‌دهد، جمهوری اسلامی به دنبال سلاح هسته‌ای است و تحقیقات درباره سلاح هسته‌ای انجام می‌شود.


وی با اشاره به اینکه آمریکایی‌ها این اسناد را افشا نکردند، بیان داشت: آنها فقط پنج صفحه را در اختیار گذاشتند که جمهوری اسلامی 117 صفحه مطلب جوابیه تهیه کرد.


نماینده مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در بازدید بازرسانی که به ایران آمدند و از مناطق ذکر شده دیدن کردند، کذب بودن گزارش خودساخته آمریکا مشخص شد، اما اکنون آمانو به این گزارش استناد کرده است.


کرمی عنوان کرد: این گزارش به قدری زیر سؤال است که هم کشورهای روسیه و چین و هم کشورهای عضو غیرمتعهدها نسبت به آن عکس‌العمل نشان دادند و به نوعی گزارش آمانو را زیر سؤال بردند.


 


* طراحی مثلث برای افزایش فشارها بر ایران  


وی اذعان کرد: سیاسی بودن این گزارش به طور دقیق در راستای اهداف آمریکا و هم‌پیمانانش است.


کرمی با بیان اینکه دشمنان مثلثی را طراحی کرده‌اند که با این طراحی فشارهای جهانی نسبت به جمهوری اسلامی در مقطع کنونی را افزایش دهند، گفت: یک ضلع این مثلث بحث هسته‌ای و دو ضلع دیگر آن حقوق بشر و جریان تروریسم است.


وی افزود: آنها جریان تروریسم مثلث طراحی شده خود علیه ایران را با سوژه ترور سفیر عربستان اجرا کردند.


کرمی با تاکید بر اینکه در این فضاسازی، جنگ روانی به کمک آنها آمده است، اظهار داشت: رژیم صهیونیستی با طرح حمله نظامی به ایران فضاسازی جنگ روانی را چاشنی این فضاسازی نظامی کرده است.


 


* تهدیدهای جمهوری اسلامی جدی است


وی با اشاره به سخنان رهبری در جمع دانش آموختگان دانشگاه امام علی (ع) ارتش جمهوری اسلامی تصریح کرد: ایشان سخنان روشنی را در این زمینه ایراد کردند و فرمودند ما در برابر تهدیدهای آنها هم تهدید می‌کنیم که این تهدید جدی نظام است.


رئیس کمیته دفاعی مجلس بیان داشت: هر حرکتی علیه جمهوری اسلامی به هر شکلی صورت گیرد با جواب دندان‌شکن مواجه می‌شود که به طور یقین به متلاشی شدن این جریان استکباری می‌انجامد.


کرمی با بیان اینکه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شامل سپاه، ارتش و بسیج با پشتیبانی جدی مردمی در برابر هر نوع تهدیدی ایستادگی قدرتمندی می‌کنند، عنوان کرد: دشمن از اراده محکم و پولادین متحد بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شناخت دارد.


وی تصریح کرد: یکی از زوایای تهیه این گزارش در این مقطع زمانی و فضاسازی علیه جمهوری اسلامی برای تخفیف دادن در فضای تبلیغاتی است که در منطقه و غرب به وجود آمده است.


کرمی بیان کرد: تنها چنین سوژه‌ای می‌تواند در فضای تبلیغات تاثیرگذار باشد، زیرا جمهوری اسلامی ایران در ابعاد گوناگون به کشوری قدرتمند در عرصه جهانی تبدیل شده است.


وی خاطرنشان کرد: اگر این گونه نبود هر مطلبی در برابر جمهوری اسلامی نمی توانست چنین انعکاس جهانی داشته باشد.


 


* آمریکایی‌ها برای فرار از منطقه روزشماری می‌کنند


کرمی عنوان کرد: اتفاقاتی که در یک سال گذشته در کشورهای عربی و شمال آفریقا افتاد، موجب تضعیف آمریکا شد.


وی با بیان اینکه آمریکا همیشه از موضع قدرت در منطقه حضور داشت، گفت: حامیان آمریکا در منطقه یکی پس از دیگری سقوط کردند و آمریکا در ضعیف‌ترین مقطع خود به ‌سر می‌برد.


کرمی با اشاره به اینکه آمریکایی‌ها با قدرت وارد عراق شدند، اذعان کرد: احساس غرور آنها به حدی بود که حاکم آمریکایی را برای عراق انتخاب کردند تا عراق را به عنوان یکی از ایالت‌های خود داشته باشند.


وی تصریح کرد: در مقطع اخیر دولت و ملت عراق برای ترک آمریکایی‌ها از کشور خود یکپارچه ایستادند و آمریکا مجبور شد این خواسته را قبول کند.


کرمی با بیان اینکه آمریکایی‌ها در حال خروج از کشور عراق هستند، افزود: این صحنه‌ها برای آمریکا شکست جدی است.


وی با اشاره به اینکه فضای موجود در افغانستان هم برای آمریکایی‌ها مانند عراق است، بیان داشت: آنها نمی‌توانند حتی ماشین‌های سوخت‌رسانی خود را حفظ کنند و در هر کمینی که زده می‌شود، 10 تا 30 تانکر آنها به آتش کشیده می‌شود.


کرمی با تاکید بر اینکه فضای آمریکا در افغانستان هم شکننده است، اذعان کرد: آنها برای فرار از منطقه روزشماری می‌کنند.


وی به جریان وال‌استریت و حوادث آمریکا و کشورهای اروپایی اشاره کرد و افزود: این جریان‌ها یکی پس از دیگری قربانی می‌گیرد و این روند همچنان ادامه دارد.


نماینده مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی گفت: با توجه به فضای موجود آمریکایی‌ها باید فضاسازی‌های اخیر را تعریف می‌کردند تا فضا را تحت تاثیر قرار دهند.


 


* آمریکا اگر قدرت حمله به ایران را داشت تاکنون بارها این کار را انجام داده بود


کرمی در پاسخ به این پرسش خبرنگار فارس که آیا تهدیدها علیه ایران در روند هسته‌ای این کشور تاثیری دارد، تصریح کرد: این تهدیدها نخستین تهدید علیه جمهوری اسلامی نیست و تاثیری در روند هسته‌ای ایران ندارد.


وی عنوان کرد: این تهدیدها اگر می‌توانست جنبه عملی داشته باشد به این شکل صورت نمی‌گرفت و اگر آمریکا و صهیونیست قدرت حمله به ایران را داشتند، لحظه‌ای صبر نمی‌کردند همانطور که چند سال قبل که می‌خواستند لیبی را تهدید کنند، کاخ قذافی را بمباران کردند و یکی از فرزندان وی در این حمله کشته شد.


کرمی با اشاره به حمله آمریکا و صهیونیست به کشورهایی مانند عراق و لیبی بیان کرد: آنها در نزدیکی مرزهای جمهوری اسلامی و در افغانستان، عراق و خلیج‌فارس حضور دارند و اگر قدرت حمله به ایران را داشتند تاکنون بارها این کار را انجام داده بودند.


وی تصریح کرد: آنها جرأت حمله به جمهوری اسلامی را ندارند زیرا قدرت ایران به گونه‌ای است که ممکن است که آنها آغاز کننده حمله باشند اما به طور قطع تمام‌کننده نیستند.


کرمی با بیان اینکه شعار تاثیری ندارد، بیان داشت: این شعارها انسجام داخلی را افزایش می‌دهد و توانمندی‌ها را بیشتر می‌کند.

áíä˜ ËÇÈÊ

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 9:53 بعد از ظهر ÊæÓØ منتظر


لبیک یا خامنه ای

رهبرم
از تو به یک اشاره
از ما به سر دویدن

Designed by BloGame

یاران خورشید
Powered by BLOGFA
ÎÑæÌí RSS æÈáǐ