دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390
در
واقع او بر اساس همین منطق، میخواهد به نظام برگردد و در چهارچوب نظام
فعالیت کند. ایشان میداند اگر بخواهد در عرصهی سیاسی کشور حضور داشته
باشد، راهی جز این ندارد که در انتخابات شرکت کند و چهارچوب انقلاب، قانون
اساسی و نظام را بپذیرد.
تقریبا همهی مردم دیدند که
اصلاحطلبان و حامیان اصلی آنها، یعنی غربیها، در جهت تحریم انتخابات
تلاش میکردند و دست بر قضا تحریم انتخابات با تحریم فلجکنندهی غربیها
نسبت به ایران اسلامی همزمان شده بود.
در واقع هدف آنها این بود
که انتخابات سردی برگزار شده و مشارکت مردم کاهش یابد تا به زعم خودشان
مشروعیت نظام جمهوری اسلامی در میان مردم منطقه زیر سؤال برود.
آقای خاتمی هم رسما قبلا اعلام کرده بود ولو اینکه یک نفر از اصلاحطلبان
هم به مجلس راه پیدا نکند اگر بتوانیم مشارکت را به زیر ۳۰ درصد برسانیم،
ما پیروزیم. این استراتژی اصلی آنها بود.
همه این تلاش ها در
حالی بود که نظرسنجیها حکایت از حضور گستردهی مردم در انتخابات داشت. و
علت اینکه آقای خاتمی، آقای هاشمی و برخی از دوستان نزدیک آنها در
انتخابات شرکت کردند این بود ولی در عین حال کسانی مثل آقای خاتمی هنوز
باور نمیکردند که این انتخابات این طور باشکوه برگزار شود. اما وقتی آن
حضور گسترده و صفهای طولانی مردم را در استانهای مختلف و مخصوصاً تهران
مشاهده میکند، پای صندوق حاضر میشود تا مرگ اصلاحات رقم نخورد و به نحوی
این گونه القا شود که اصلاحطلبها هم در انتخابات حضور پیدا کردهاند.
آنها
به خوبی میدانستند اگر انتخابات بدون حضور اصلاحطلبان با ۶۵ درصد مشارکت
در کشور و ۴۸ درصد در تهران برگزارشود، مرگ این جریان رقم خورده و از این
به بعد هم میشود در انتخابات بدون حضور اصلاحطلبان مشارکت بالایی داشت،
چون این اولین تجربهی انتخابات بدون حضور آنها بود.
نکته دیگری
که باید به آن توجه کرد سناریویی است که از سوی جریان رسانه ای فتنه به
شدت در حال پیگیری است و آن تفکیک میان طیف خاتمی و اهالی فتنه است. در
حالی که خاتمی صرفا در انتخابات حضور پیدا کرده برای اینکه آیندهی خود را
حفظ کند.
وی تاکید می کند که ما نباید دیگر به شکل جنبش سبز باشیم،
جنبش سبز مُرد، بیایید اصلاحطلبی را حفظ کنیم. در واقع او بر اساس همین
منطق، میخواهد به نظام برگردد و در چهارچوب نظام فعالیت کند. ایشان
میداند اگر بخواهد در عرصهی سیاسی کشور حضور داشته باشد، راهی جز این
ندارد که در انتخابات شرکت کند و چهارچوب انقلاب، قانون اساسی و نظام را
بپذیرد.
در واقع اصلاحطلبها توان براندازی سخت از طریق جنگ را
ندارند و از این رو عموما از طریق رِفُرم و حرکتهای تدریجی تلاش خود را
در این راستا به کار می بندند. بنابراین باید در داخل نظام قرار بگیرند تا
بتوانند با یک حرکت رِفُرمیستی در یک فضا و زمان دیگر به اهداف
دستنیافتهی گذشتهخود برسند. و اگر خوشبینانه نگاه کنیم، باید گفت آقای
خاتمی نسبت به بقیهی دوستانش از تعقل بیشتری برخوردار است. در حقیقت
مواضع آقای خاتمی با دوستانش در جنبش سبز یا به اصطلاح اصلاحطلبان تندرو،
متفاوت نیست، بلکه در واقع این یک تقسیم کار است که بر اساس نوعی توافق
صورت گرفته است.
نقش آقایان خاتمی و هاشمی و برخی از دوستان
داخلیشان این است که در انتخابات شرکت کنند. از آن سو نیز طیف افراطی
این جریان تحت این عنوان که خاتمی از مواضع پیشینش برگشته وظیفه حمله به
او را به عهده دارد.
سپس برنامه به این صورت جلو می رود که حضور
خاتمی از سویی و حملهی اپوزیسیون به او از دیگر سو موجبات امیدواری نسبی
دوستان انقلاب رافراهم می آورد و زمینه نوعی خطای تحلیل را رقم میزند. در
ادامه این برنامه خاتمی وارد نظام شده و پس از آن مجددا تأسیس حزب جدید،
حرکت جدید و فعالیتهایی از نوعی دیگر در دستور کار قرار میگیرد.
اما
در این رابطه باید گفت که به واقع آقای خاتمی دچار غربزدگی است و به این
سادگیها تغییر نمیکند. ایشان عمیقا معتقد است که تنها راه پیشرفت از غرب
میگذرد.با این اوصاف به نظر میرسد کل این جریان سناریویی است که این بخش
از آن به آقای خاتمی واگذار شده و بخش حمله به آقای خاتمی وظیفهی طیف
افراطی این جریان است.
اگر آقای خاتمی به واقع از گذشتهی خود
توبهی رسمی کند، در همین حد ما موظف هستیم که بپذیریم، ولی این بدان معنا
نیست که باز هم عرصههای سیاسی کشور را در اختیار چنین افرادی بگذاریم،
چون ممکن است این گونه برخوردها و رفتارها یک تاکتیک باشد، نه یک تغییر
استراتژیک.
رئيس سابق موساد با اذعان به اينکه مقامات ايران سنجيده و منطقي عمل مي کنند هرگونه حمله به ايران را اشتباهي بزرگ خواند.
مئير
داگان رئيس سابق سازمان جاسوسي اسرائيل ، موساد گفته است : «حمله به ايران
قبل از آزمودن گزينه هاي ديگر اصلا درست نيست. هنوز فرصت زيادي براي
آزمودن گزينه هاي ديگر باقي مانده است.»
خبرنگار اي بي سي در گزارشي گفت: کار داگان طي يک دهه رياست بر موساد
ايجاد فرصت بيشتر بوده است.ايراني ها مي گويند داگان تروريست، تجهيزات
آلوده و ويروس هاي مخرب براي خرابکاري در برنامه هسته اي اين کشور فرستاده
است.
داگان در اين مصاحبه گفت ايران منطقي و عقلاني رفتار مي کند.
ليسلي استال خبرنگار اين شبکه سوال کرد آيا به نظر شما احمدي نژاد رئيس جمهور ايران نيز منطقي عمل مي کند.
داگان گفت، بله او منطقي رفتار مي کند ، به نظر من او منطقي است.
داگان افزود: «شايد ايران به اندازه اي که تفکر غرب تعيين مي کند ،
منطقي نباشد. اما شکي وجود ندارد که آنها همه پيامدهاي اقدامات خود را مي
سنجند.»
ليسلي استال که با داگان مصاحبه کرده است ، در ادامه اين گزارش گفت:«
داگان معتقد است نبايد مسئله هسته اي ايران به يک مسئله ميان اسرائيل و
ايران تبديل شود ، بلکه بايد مسئله اي بين المللي شود، به عنوان مثال
سعودي ها بايد تشويق شوند و بر امريکا فشار وارد کنند. داگان همچنين مايل
است که اسرائيل عقب بنشيند و امريکا به ميدان بيايد و کار را انجام دهد.او
بسيار نگران اقدامات تلافي جويانه ايران است.»
دانشجونيوز اضافه مي كند: خاتمي از دور
برداشتن شوراي راه سبز -كه مدعي است زبان اپوزيسيون داخل كشور نيز هست- ،
رونق گرفتن فعاليت هاي خارج از كشور و انتقال كامل مديريت به بيرون از
مرزها و راديكال شدن آن نگران است. وي با اين كار به اعضاي پيدا و پنهان
اين شورا اين پيام را داده كه تصميمات شورا لزوما مورد قبول او نيست.
همچنين پيام مشابهي به حاكميت و نيروهاي درون نظام كه حسابش را به خارج
نشينان فراخوان بده جدا كنند.
کیهان امروز در یادداشتی نوشت:
«رأي خاتمي، سيلي به موسوي بود»، «خاتمي نفوذي حكومت است»، «خاتمي نشان
داد شوراي هماهنگي سبز را بر خلاف ادعاي اين شورا قبول ندارد»، «رأي دادن
خاتمي بازداشت شدگان سياسي را خيلي ناراحت و دپرس كرد» و...
اينها
تحليل ها و قضاوت هايي است كه در رسانه هاي اپوزيسيون منتشر شده است. از
جمله ژيلا بني يعقوب همسر يكي از عناصر بازداشت شده پس از ملاقات با همسرش
تصريح مي كند «از فضاي بند پرسيدم و واكنش زندانيان نسبت به رأي دادن
خاتمي. گفت راستش فضاي بند با شنيدن اين خبر پر از ناراحتي شد. البته تا
يك روز اول باور نمي كرديم و بعد كه مطمئن شديم تقريبا همه خيلي ناراحت و
حتي دپرس و غمگين شدند.»
وي اضافه مي كند: پرسيدم الان فضاي بند چطوره؟ گفت متاسفانه هنوز هم فضاي غم غلبه داره.
در اين ميان يك پايگاه اينترنتي وابسته به گروهك نهضت آزادي موسوم به
دانشجو نيوز در تحليلي خاطر نشان كرد: آقاي خاتمي با رأي دادن در انتخابات
عملا جدايي راه خود از «شوراي راه سبز اميد» را با صداي بلند اعلام كرد و
اين را پيش و بيش از هر كس ديگر خود اعضاي اين شورا بايد دريافته باشند،
نمي شود تصور كرد آقاي خاتمي بدون در نظر گرفتن فراخوان شورا مبني بر شركت
نكردن در انتخابات دست به چنين اقدامي زده باشند اين موضوع از آنجا حائز
اهميت مي شود كه اين شورا همواره مدعي بوده اگر نه حمايت علني اما همدلي و
رضايت ناگفته خاتمي را به همراه دارد مهمتر از همه اينكه خاتمي از نفوذ
بالايي در ميان هواداران اين شورا برخوردار است.
دانشجونيوز اضافه
مي كند: خاتمي از دور برداشتن شوراي راه سبز -كه مدعي است زبان اپوزيسيون
داخل كشور نيز هست- ، رونق گرفتن فعاليت هاي خارج از كشور و انتقال كامل
مديريت به بيرون از مرزها و راديكال شدن آن نگران است. وي با اين كار به
اعضاي پيدا و پنهان اين شورا اين پيام را داده كه تصميمات شورا لزوما مورد
قبول او نيست. همچنين پيام مشابهي به حاكميت و نيروهاي درون نظام كه
حسابش را به خارج نشينان فراخوان بده جدا كنند.
اين رسانه درباره
شيفتگان خاتمي نوشت: اين عده از آنجا كه عمدتا دچار كيش شخصيت هستند
احتمالا در آينده دچار تناقض هاي بيشتري مي شوند همان طور كه از اين پس در
مورد دفاع و پيروي از فراخوان هاي شوراي راه سبز دچار تناقض مي شوند .
جفاي آقاي خاتمي به مفاهيمي مانند دموكراسي، جامعه مدني، انتخابات آزاد،
تحزب، اصلاحات و... بزرگترين عملكرد منفي سياسي ايشان و نابخشودني ترين
آنها در طول اين سالهاست. آقاي خاتمي در طول اين سالها كوشيده واژه ها و
مفاهيم مدرن را بيش از پيش لاغر كرده، دست و پايشان را تا چارچوب هاي نظام
سياسي فعلي كوتاه كند و زبانشان را بريده تا پژواك صدايشان از مرزهاي
آرمان هاي مطلوب او فراتر نرود. امروز نيز گفتمان آقاي خاتمي «آشتي ملي»
را نشانه گرفته است. اين عروس هزار داماد نه تنها دل طيف هاي گسترده اي از
نيروهاي معتدل اپوزيسيون و پوزسيون را مي برد كه در مواقع تنگنا و اضطرار
نيز مي تواند حاجت دل تندروترين آنها را نيز اجابت كند. بايد به ايشان
يادآور شويم آشتي ملي به معناي آزادي چند زنداني سياسي وابسته به احزاب
متبوع و ديگر مديران دولتي او يا راه يافتن چند نماينده هم فكر به مجلس و
دعوت به مجالس بزرگان نظام و... نيست.
از زاويه تحليل ديگر،
پايگاه اينترنتي گويانيوز در تحليلي با عنوان «خاتمي نفوذي حكومت بود»
تاكيد كرده است: چند ماه پيش نوشتيم كه اين مرد ارزش باور كردن را ندارد.
گفته بوديم كه او مامور حكومت براي گرفتن فرصت از اپوزيسيون است. او گوش
به فرمان حاكميت و مامور براي انحراف و سردرگم سازي روشنفكران بوده است.
خاتمي مي گويد نبايد درگذشته منجمد ماند. با اين وصف نبايد سكوت و خيانت
او به مهندس موسوي و شيخ كروبي و همراهي با حكومت را به رخ كشيد. «بالاترين»
نيز معتقد است رأي خاتمي سيلي به گوش موسوي بود. قديم ترها يك جوك بين
مردم رايج بود كه مربي فوتبال به بازيكنانش مي گفت اصغري و اكبري، حسني و
حسيني و... همه بازيكنان حريف را ول كنيد، بچسبيد به نوك حمله آنها، در
بيست دقيقه اول، اصغري (مدافع وسط تيم) دو گل به دروازه خودي زد، مربي تيم
از كنار زمين فرياد زد كه نوك حمله تيم حريف را ول كنيد، همه بچسبيد به
اصغري! حالا با اين وقايع، بايد حاكميت را رها كرد و چسبيد به خاتمي.
همچنين
سايت راديو فردا به نقل يكي از اعضاي فراري دفتر تحكيم نوشت: خاتمي هيچ
تفاوتي با گذشته نكرده است و اين مخالفان هستند كه از او توقعي غيرمنطبق
با واقعيت دارند. خاتمي الگوي رفتاري ثابتي ندارد. او فاقد برنامه و
محاسبه گري و مقيد به رعايت خط قرمز حساسيت هاي رهبري است. خاتمي تابع هيچ
گونه برنامه سياسي منسجم و منظم نيست و به صورت آني و دفعي موضع مي گيرد.
او پر از اشتباه است از جمله نامه نگاري به رهبري در اوج درگيري ها و
پيشنهاد بخشش ظلم هايي بود كه به رهبري شده است.
نويسنده تاكيد مي
كند: با توجه به پيشينه عملكرد خاتمي، معضل موجود درباره او تكرار شونده
است. او نمي تواند عملكرد قابل قبولي براي اپوزيسيون داشته باشد. مشكل
دقيقا جايي است كه الگوي رفتاري خاتمي بعد از مدتي توسط مخالفان فراموش مي
شود. تا زماني كه حاميان خاتمي هرگونه عملكرد او را توجيه مي كنند نمي
توان به عدم تكرار وقايع مشابه اميد داشت.
همچنين گويانيوز در
نوشته ديگري تصريح كرد: رأي دادن خاتمي در انتخابات، مخالفان را به جان هم
انداخت و همه آنها را سر كار گذاشت. هنوز هم گروهي در شوك به سر مي برند و
برخي در پي چرايي حضور خاتمي در انتخابات هستند، و عاقبت نتيجه اين همه
تفحص و بحث و جدل بين شوك زدگان اين مي شود كه دليل راي دادن خاتمي، همانا
آماده سازي فضاي فعاليت دوباره اصلاح طلبان براي دوره هاي بعد بوده، كه
انصافا يك دست مريزاد بايد به اين كاشفان گفت كه با اين نتيجه گيري همه
چيز سامان گرفت و نخود نخود هر كه رود خانه خود و اين بود پايان ماجراي يك
مقطع از مبارزه با رژيم در باب تحريم انتخابات كه از سه ماه قبل از
برگزاري آن مخالفانش براي به زانو در آوردن نظام، با سينه دراندن و انتشار
ده ها بيانيه و اعلاميه و مقاله، حكم به تحريمش داده بودند و نتيجه عيني
آن هم چرخيدن در بر همان لولاي قبلي است.
گويانيوز تصريح كرد: توپ در ميدان اپوزيسيون افتاده و خاتمي مقصر اين وضعيت است كه حالا پرده از چهره اش بر افتاده است.
از
آنجا كه گروهك هاي اپوزيسيون اساسا هويت اجاره اي دارند هجوم بي سابقه و
گسترده آنها به خاتمي و هتاكي هاي بعضا چارپاداري و ركيك عليه او حاكي از
آن است كه مديران بيروني فتنه يعني مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس، غير از
خاتمي، محور قابل تكيه ديگري نداشته اند و به همين علت رويگرداني خاتمي
براي كانون بيروني فتنه بسيار سنگين و شكننده بوده است.
به نقل از انجمن دفاع از قربانیان تروریسم، بخش مبارزه با تروریسم
وزارت خزانه داری آمریکا در حال بررسی مبالغی است که به عنوان هزینه
سخنرانی به یکی از رهبران قدیمی حزب دموکرات آمریکا و از مدافعان سرسخت
گروهك تروريستي منافقين پرداخت شده است.
ادوارد رندل فرماندار سابق ایالت پنسیلوانیا گفت: بازرسان وزارت خزانه
داری هفته گذشته خواستار ارائه اسناد و سوابق مربوط به دريافت هاي
اينجانب در ازای انجام سخنرانی های عمومی برای دفاع از این گروهك شدند.
رندل یکی از اعضای کنگره آمریکا است که در قبال سخنرانی برای حذف گروهك
ترويستي منافقین از فهرست گروهك هاي تروریستی آمریکا از این گروهك
مبالغی را دریافت کرده است.
توجیه وی و دیگر حامیان گروهك تروريستي منافقين این است كه اين گروهك
در طول دو دهه گذشته دست به هیچ خشونتی نزده و به واسطه نگرش ستیزه جویانه
آن با ایران وجه اشتراكي با آمریکا دارند و باید از فهرست گروهك های
تروریستی وزارت خارجه حذف شود.
رندل با تصریح بر قانونی بودن فعالیت هایش گفت: روز 29 فوریه دفتر
کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری آمریکا حکمی را مبنی بر ارائه
گزارش های مربوط به قرارداد پرداخت های انجام شده به عنوان هزینه ی
سخنرانی ها، صادر کرده است.
سخنگوی وزارت خزانه داری آمریکا از تایید و یا رد این حکم خودداری کرده
و تصریح کرد: اين وزارتخانه در مورد تحقیقات احتمالی خود صحبتي نمی کند.
وي گفت: از آنجاکه گروهك تروريستي منافقين گروهكي است که در فهرست گروه
های تروریستی آمریکا قرار دارد، اشخاص حقوقی آمریکایی از انجام معاملات و
ارائه خدمات به اين گروهك منع شده اند.
وی در ادامه می افزاید:گروه های تروریستی تحت تحریم قرار دارند و وزارت
خزانه داری اعمال این تحریم ها را با جدیت و بطور مداوم پیگیری كرده و
در مورد نقض احتمالی قوانین مربوط به این تحریم ها بررسی هایی را انجام
می دهد.
رندل می گوید: در حکم ارائه شده از سوي وزارت خزانه داري,از من خواسته
شده اطلاعات مربوط به تمامی ایمیل ها، نامه ها و یا ارتباطات خود با این
گروهك تروريستي را تسلیم کنم.
به نظر می رسد که وی فعلا اولین فردی است که چنین حکمی را دریافت کرده است.
دیوید کول پروفسور مرکز حقوقی دانشگاه جرج تاون در اشاره به این موضوع
می گوید:"طبق تعریف ,هر گروهی که در فهرست سازمان های تروریستی وزارت
امور خارجه آمریکا قرار دارد، در فهرست تروریست های جهانی وزارت خزانه
داری نیز قرار می گیرد."
به گفته وی تابعان ایالات متحده از انجام هرگونه معامله با چنین گروهك هايی منع شده اند.
کول می گوید:"حمایت از یک گروه و صحبت کردن به نفع آن یکی از حقوق
افراد استاما انجام هرگونه معامله ای که مسلما مستلزم دریافت پول برای
انجام فعالیت های روابط عمومی برای آن باشد، جرم محسوب می شود."
رندل و تام ریج هر دو دریافت پول در ازای سخنرانی در رسانه ها و
گردهمایی ها را برای حذف گروهك تروريستي مجاهدین خلق از فهرست سازمان های
تروریستی پذیرفته و از اين کار خود دفاع کرده اند.
هیچ کدام از این دو فرد در مورد مبالغ دریافتی خود صحبت نکرده اند ,اين
در حاليست كه رندل كه تاكنون پنج بار برای حضور در کنفرانس های گروهك
تروريستي منافقين به پاریس و ژنو سفر کرده است، تایید کرده علاوه بر
دریافت مبالغ هنگفتی پول در ازای سخنرانی تمامی هزینه های سفرش نیز بطور
کامل توسطاين گروهك پرداخت شده است.
منبعی آگاه در مورد هزینه های گروهك تروريستي منافقین، در گفتگو با
واشنگتن تایمز گفته است كه «رندل» برای حضور و سخنرانی در هر گردهمایی 20
هزار دلار دریافت می کند.
اما اینکه این پول ها از کجا تامین می شوند هنوز مشخص نیست.
رندل می گوید پرداخت های مربوط به سخنرانی های وی از " پول های جمع شده
از شهروندان آمریکایی و ایرانیان ساکن در اروپا که معتقد به حذف اين
گروهك از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا هستند, پرداخت می شود."
ریج که هنوز حکمی در این خصوص دریافت نکرده معتقد است این پول ها از
منابع قانونی به دست می آید اين در حالي است كه وی مدعي است در مورد این
منابع اطلاعی ندارد.
وی می گوید:" به نظر من تعداد زیادی ایرانی آمریکایی تبار در سطح جهان
وجود دارد، از طرف دیگر گروه بزرگی از شهروندان آمریکایی نیز از این
گروهك حمایت می کنند ولی اینکه آنها چطور پول خود را برای اين گروهك
تروريستي صرف می کنند و یا چطور چنین پول هایی جمع شده و به ما پرداخت می
شود من اطلاعی ندارم."
این خبر، گزارشي ابتدائی از مجموعه تحقیقاتی است که طی آن وزارت خزانه
داری آمریکا به بررسی موارد تخلف آن دسته از شهروندان آمریکایی می پردازد
که با دریافت هزینه های هنگفت به حمایت از گروهكي پرداخته اند که در
لیست سازمان های تروریستی آمریکا قرار دارد.
ضمن نفی حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران،
«ایران عاقلانه رفتار می کند و رئیس جمهور
عاقلی دارد، بطور کل شکل ایرانی ها با غربی ها فرق دارد، آنها تمام
مسئولیت کارهای خود و عواقب آن را در نظر می گیرند.»
روزنامه "هاآرتص" جمعه 9 مارس(19 اسفند) نوشت: «رئیس سابق موساد گفته است که اکنون زمان حمله به ایران نیست.»
بر
اساس این گزارش، "مئیر داگان" در گفتگو با شبکه آمریکایی سی بی اس (
CBS)گفت: «ایران عاقلانه رفتار می کند و رئیس جمهور عاقلی دارد، اساسا شکل
ایرانی ها با غربی ها فرق دارد، آنها تمام مسئولیت کارهای خود و عواقب آن
را در نظر می گیرند.»
داگان در ادامه ضمن اعتراف به کمک و حمایت رژیم
صهیونیستی از مخالفان جمهوری اسلامی ایران، اضافه کرد: «غرب باید به جای
علمیات نظامی به دنبال تغییر رژیم ایران باشد و اکنون وظیفه ماست که به هر
کسی که آشکارا به مخالفت علیه رژیم ایران می پردازد، کمک و حمایت کنیم.»
هاآرتص
در پایان نوشت: «در پایان این گفتگو وقتی که گزارشگر شبکه" "CBS از "مئیر
داگان" پرسید آیا اسرائیل به معترضان انتخابات 2009 در ایران کمک کرده،
وی از جواب دادن طفره رفت و پاسخی نداد.»

هاآرتص: ایران را با اینترنت بیثبات کنید!
در شرایطی که رژیم صهیونیستی
در پی لفاظیهای ضدایرانی خود از مطرح بودن گزینه نظامی علیه ایران صحبت
میکند، هاآرتص به استفاده از اینترنت برای ایجاد بیثباتی در ایران
پرداخت.
روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" در گزارشی
به قدرت جهان برای استفاده از اینترنت برای ایجاد ناپایداری در نظام ایران
پرداخت که خلاصه این گزارش به شرح زیر است:
اقدام نظامی و سیاست "مهار و
بازدارندگی" از طریق اعمال تحریم های اقتصادی بر ایران ممکن است تنها گزینه
های موجود برای مقابله با جاه طلبی های برنامه هسته ای ایران نباشد. از
دید ما یک گزینه سومی نیز وجود دارد که با اتخاذ آن احتمال تضعیف اساسی،
مسالمت آمیز و سریع نظام ایران شدنی است و گزینه ای است که بر اساس باور ما
تل آویو می تواند آن را وارد بازی کند. در این گزینه از قدرت اینترنت در
قبال ایران استفاده می شود.
در ادامه این گزارش با اشاره به اینکه
"بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر رژیم صهیونیستی مدت هاست که قدرت اینترنت در
تضعیف نظام ایران را دریافته، آمده است: در دسامبر سال 2009 میلادی روزنامه
هاآرتص به نقل از نتانیاهو خطاب به کمیته دفاع و امور خارجی کنست (پارلمان
اسرائیل) نوشت که استفاده از قدرت اینترنت و سایت اجتماعی "توئیتر" علیه
نظام ایران یک موضوع فوق العاده ای است که آمریکا نیز می تواند آن را عملی
کند.
این گزارش افزود: متاسفانه این اتفاق
نیفتاد و در حالی که کنگره آمریکا نزدیک به 100 میلیون دلار را برای حمایت
از این رویکرد اختصاص داد اما وزارت خارجه آمریکا اجرای این رویکرد را خنثی
کرد و مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا اهمیت برنامه های محاصره فایروال را
تقبیح کردند و این در حالی است که ما بر این باوریم که فایروال های
اینترنتی ایران را می تواند سریعا و به طور قابل توجهی با استفاده از تخصیص
حدود 20 میلیون دلاری که در شرایط فعلی بلا استفاده در بودجه وزارت خارجه
آمریکا مانده است، بی اثر کرد.
هاآرتص با اشاره به درخواست "باراک
اوباما" رئیس جمهوری آمریکا از رژیم صهیوینستی در رابطه با صبر در استفاده
از گزینه نظامی علیه ایران نوشت: به همین دلیل، ما بر این باوریم که اگر
اسرائیل اجرای یک طرح ابتکاری قوی در رابطه محاصره فایروال در ایران را به
عنوان نماد مهم عزم آمریکا در مقابله با ایران تعریف کند، در این صورت عدم
اقدام سریع دولت آمریکا در این رابطه بسیار دشوار خواهد بود.
این روزنامه صهیونیستی در ادامه نوشت:
چنین اقدامی به ایرانیان اجازه خواهد داد تا به سایت های "یوتیوب"،
"توئیتر" و "فیس بوک" دسترسی داشته باشند. این اقدام به سران جهان و نخست
وزیر اسرائیل اجازه می دهد تا نشست های تعاملی شهری را با صدها هزار ایرانی
که در فضای اینترنت نظارت و سانسور نمی شوند، مدیریت کند.
در ادعاهای
اخیر منابع غربی درباره فعالیت خاک برداری ایران در پارچین به منظور پاک
کردن آلودگی های رادیو اکتیور یک تناقض حیرت انگیز فنی وجود دارد.

به نقل از ايران هسته اي ،از 3 روز پیش، بسیاری از منابع غربی از جمله
آسوشیتدپرس، رویترز و سی ان ان در گزارش های متعدد ادعا کرده اند تصاویر
ماهواره ای نشان می دهد تردد کامیون ها به تاسیسات پارچین شدت یافته است.
این رسانه ها ادعا کرده اند هدف این اقدام آن است که ایران می خواهد با
خاک برداری، شواهد مربوط به آزمایش های هسته ای در این تاسیسات (آلودگی
های رادیو اکتیو) را پاک کند تا بازرسان در بازدید آینده خود از پارچین
قادر به کشف ردپای فعالیت های هسته ای نظامی ایران نباشند.
جالب است که حتی آمانو هم در سخنرانی افتتاحیه خود در نشست شورای حکام
همین ادعا را تکرار کرده و گفته است که لازم است بازرسان هر چه سریع تر به
پارچین بروند.
بسیار مهم است توجه کنیم، در تمام موارد، منابع غربی که این گزارش را
منتشر کرده اند می گویند ایران در حال پاک کردن اثرات یک انفجار هسته ای
در پارچین است.
اما نکته ای که در این میان ظاهرا حتی آمانو هم به آن توجه نکرده این
است که نه آژانس و نه حتی سرویس های اطلاعاتی غربی هرگز ادعا نکرده اند که
در ایران یک آزمایش انفجاری هسته ای انجام شده است.
اگر به ضمیمه گزارش نوامبر 2011 آژانس هم مراجعه کنیم می بینیم در
پاراگراف 49 از این ضمیمه –یعنی تنها جایی که در آن از پارچین نام برده
شده- تنها چیزی که ادعا می شود این است که ایران در پارچین محفظه های
بزرگی ساخته است که در آن تست های انفجاری با قدرت بالا صورت می گیرد و
آژانس هیچ بحثی درباره وقوع یک انفجار هسته ای در پارچین –که دارای آلودگی
رادیو اکتیو باشد- مطرح نمی کند.
متن پاراگراف 49 از گزارش نوامبر 2011 آژانس چنین است: «ایران محفظه
های بزرگ انفجاری ساخته است که آزمایش های هیدرودینامیکی در آن صورت گیرد.
محفظه های انفجاری گفته می شود در سال 2000 در پارچین قرار داده شده اند.
این سازه در آن زمان در حول یک شی استوانه ای در جایی در مجتمع نظامی
پارچین احداث شد. همچنین یک شیار کوچک زمینی در میان سازه هایی که استوانه
ها و ساختمان های اطراف کشیده شد که نشانگر استفاده احتمالی از مواد
انفجاری قوی در این محفظه است. تصاویر ماهواره ای که در اختیار آژانس قرار
گرفت با این اطلاعات همخوانی دارند. از مستندات مستقل از جمله مقالات
کارشناسان خارجی که در پاراگراف 44 در بالا به آن اشاره شد آژانس می تواند
اطلاعات مربوط به ساخت استوانه ها و برخی از طرح ها (مانند ابعاد) آن را
تایید کند و اینکه، این سازه ها برای در برگرفتن انفجار 70 کیلوگرم از مواد
منفجره درست شده بودند که این میزان مواد منفجره قوی برای انجام آزمایش
هایی که در پاراگراف 43 در بالا به آن اشاره شد، مناسب باشد».
اکنون مسئله این است که تناقض میان این ادعای آژانس –که تازه برای
اثبات آن هم هیچ دلیل وجود ندارد- و ادعاهای اخیر منابغ غربی را چگونه
باید حل کرد؟ همه ادعای آژانس این است که ایران در پارچین تست های انفجاری
انجام داده که می تواند بخشی از مطالعات برای ساخت سلاح هسته ای باشد.
واضح است که تست مواد انفجاری هر چقدر هم پر قدرت باشد آلودگی رادیو اکتیو
ایجاد نمی کند که حالا لازم باشد ایران با خاک برداری این آلودگی ها را
پاک کند. آلودگی رادیو اکتیو در تاسیسات، تنها زمانی ایجاد می شود که یک
سلاح هسته ای واقعی تست شده باشد که این چیزی نیست که هرگز آژانس یا هیچ
کشور غربی دیگر، آن را ادعا کرده باشد.
بنابراین نتیجه این است که ادعاهای اخیر درباره آغاز عملیات خاک برداری
در پارچین به منظور پاک کردن شواهد انفجار هسته ای در پارچین چیزی بیش از
یک گاف فنی احمقانه نیست. حتی اگر همه ادعاهای آژانس درست باشد باز هم
معنا ندارد که ایران بخواهد با خاک برداری آلودگی رادیو اکتیو در تاسیسات
پارچین را پاک کند چرا که تست های انفجاری با قدرت بالا اساسا هرگز آلودگی
رادیو اکتیو ایجاد نمی کند و تنها آزمایش سلاح هسته ای است که می تواند
چنین آلودگی در پی داشته باشد!
ساده ترین نتیجه ای که می توان گرفت این است که آمانو چنان در تکرار
ادعاهای غربی ها درباره ایران عجول است که حتی فراموش می کند به گزارش های
قبلی خودش هم نگاهی بیندازد!
یکی از سایت های ضد انقلاب با اشاره به تعطیلی شبکه تلویزیونی رسا متعلق به فتنه گران آن را شکست دیگری برای فرقه سبز ارزیابی کرد.
به
گزارش«محدوده»،سایت ضد انقلابی گویا نیوز در مطلبی با اشاره به عملکرد
ضعیف این رسانه فتنه گر، ضعف مفرط در برنامه سازی، کیفیت نازل بخش های خبری
، استفاده نکردن از نیروهای حرفه ای، پایین بودن کیفیت تصاویر و به طور
کلی در نظر نگرفتن معیارهای ضروری حرفه ای و مدرن بین المللی برای راه
اندازی و ادامه کار یک تلویزیون ماهواره ای را از مهمترین عوامل تعطیلی این
رسانه دانست.
این سایت همچنین عدم موفقیت در جذب مخاطب توسط شبکه رسا را مورد اشاره
قرار داد و تصریح کرد که تنها عوامل حرفه ای در تعطیلی این رسانه نقش
نداشته بلکه این رسانه همچون خاتمی رفتار های زیگزاگی داشته است.
این سایت در این زمنیه تصریح کرد:اعلام تعطیلی تلویزیون رسا پس از شرکت
سید محمد خاتمی در انتخابات دوره نهم مجلس که شکست مدیریت اصلاح طلبانه
دوم خردادی بر بخش سیاسی جنبش سبز به شمار می آید، شکست همین مدیریت در
بخش رسانه ای جنبش سبز نیز محسوب می شود.
|